بانک سوال دبستان گرمه

بانک سوال دبستان گرمه

بانک نمونه سوال ابتدایی متوسطه اول و دوم پایان نامه مقاله تحقیق کارآموزی کارورزی طرح توجیهی کار آفرینی پروژه
بانک سوال دبستان گرمه

بانک سوال دبستان گرمه

بانک نمونه سوال ابتدایی متوسطه اول و دوم پایان نامه مقاله تحقیق کارآموزی کارورزی طرح توجیهی کار آفرینی پروژه

مطهری و نقد

چکیده:

ادبیات و فرهنگ نقد و نقادی در یک جامعه، نشان از حیات فرهنگی، بالندگی و پویایی علمی و رشد فهم و بصیرت و دلیلی بر عرضه آراء و اندیشه‌ها در عرصه ملی و تمدنی است.

شهید مطهری در بین اندیشمندان معاصر، از چهره‌های ممتاز در الگوآفرینی از روش نقد، نقدآفرینی و نقدپذیری بوده‌اند. در این مقاله سعی شده تا حد امکان موضع استاد پیرامون چیستی، چگونگی و چرایی نقد به همراه مصادیق و نمونه‌هایی از آثار ایشان ارائه گردد.

کلید واژه‌ها: استاد مطهری، نقد، چیستی نقد، چگونگی نقد، چرایی نقد.

مقدمه:

در تاریخ انقلاب اسلامی ایران، چهره‌ها و معلمین ممتازی وجود دارند که بازشناسی و بازخوانی آثار آنان، حاوی درس‌ها و عبرت‌هایی برای زندگی امروز و فردای ماست. شهید مطهری نادره دوران ما و عصاره اندیشه اسلام ناب محمدی(ص) از این گونه شخصیت‌هاست.

تأکید مقام معظم رهبری در بازشناسی آثار مطهری مبنی بر این که:

«باید روی افکار شهید مطهری، کار فکری شود و دوباره موضوعات بی‌شمار و متنوعی که ایشان در مباحث‌شان مطرح کرده‌اند از مجموعه آثار، نظر آن شهید را استخراج کنند. این راه گسترش و پیشرفت و شکوفایی فکری جامعه بر مبنای آثار شهید مطهری است و امیدواریم این کار انجام بگیرد.»

نگارنده را بر آن داشت تا با واکاوی در مجموعه آثار و سیره استاد، موضوعات و مسایل موردنیاز برای هادیان و فرهیختگان سیاسی را بر اساس این الگوی ماندگار ترسیم نماید.

بر این اساس نقد و نقادی یکی از روش‌هایی است که استاد با بهره‌گیری از آن درصدد روشن کردن ضمیر مخاطبان خود به دور از هرگونه تعصب و یا غرض‌ورزی بوده‌اند.

چیستی نقد:

در کتاب‌های فرهنگ لغت، واژه نقد را به معنای: "سره را از ناسره جدا کردن"، "محاسن را از معایب جدا کردن"، "خوب را از بد تشخیص دادن"، گفته‌اند. (معین،1346، ص 4784)

در معدل و مخرج مشترکی از واژه شناسی نقد و انتقاد، می‌توان به این نتیجه رسید که درون مایه اصلی این مفهوم، به نوعی بازشناسی خوبی از بدی، نیکی از زشتی، صحیح از سقیم و سره از ناسره باز می‌گردد و سایر معانی نسبت به معنای یاد شده (مثلاً نقد معادل خرده‌گیری) در حاشیه‌اند. (منصورنژاد، 1384، 13)

"فوکویاما" اندیشمند پُست مدرن نیز درباره نقد می‌نویسد:

«نقد، روش بررسی، در فرآیند گیرندگی و دهندگی ذهن است که در ارتباط دوسویه با نگرش نقادانه و ماهیت اثر شکل می‌گیرد.»

استاد شهید مطهری در کتاب اسلام و مقتضیات زمان در معنای نقد می‌نویسد:

«به طور کلی برای هر انسانی لازم است که دارای فکر نقادی باشد. قوه نقادی و انتقاد کردن به معنای عیب گرفتن نیست. معنای انتقاد، یک شیء را در محک قرار دادن و به وسیله محک زدن به آن، سالم و ناسالم را تشخیص دادن است. مثلاً انتقاد از یک کتاب معنایش این نیست که حتماً باید معایب آن کتاب نمودار بشود، بلکه باید هرچه از معایب و محاسن داشته باشد، آشکار بشود.» (مطهری، 1379، ج1، 285)

و یا در جای دیگری در معنای نقد می‌فرمایند:

«نقد به معنی واقعی، روشن کردن نقاط (قوت) و نقاط ضعف و نشان دادن چهره واقعی یک نوشته، یک شخصیت (است).» (مطهری، 1372، 62)

بنابراین می‌توان گفت: «نقد، تشخیص سره از ناسره، تمایز نقاط قوت از ضعف و آشکار کردن درست و واقعی از امری نادرست و غیرواقعی است.

چرایی نقد:

علیرغم نگاه مثبت در آموزه‌های دینی و انقلابی به فرهنگ نقد و نقادی در عرصه فکر و اندیشه و نیز عمل و رفتار، متأسفانه هنوز نقد به مثابه یک سوژه و موضوع قابل بررسی و بحث نتوانسته در عرصه علمی و رسانه‌ای جای چندان مناسبی بیابد. این بی‌توجهی موجب تهیدستی معرفتی و اکتفا به تجربه‌های گذشتگان و عدم تولید فکر و اندیشه جدید و ... گردد.

گسترش فضاهای آموزشی و رسانه‌ای و توسعه نهادها و انجمن‌های علمی در کشور و نیز بازتر شدن فضای سیاسی و امکان نقد اندیشه‌ها و عملکرد شخصیت‌ها، احزاب و جریانات در سال‌های اخیر موجب بهبود وضعیت نقد و نقادی در کشور گردیده است. اما علیرغم پیشرفت‌های حاصله، هنوز فرهنگ نقد نقادی در مراکز دانشگاهی، علمی و فرهنگی جایگاه مطلوب خود را به دست نیاورده است.

در پاسخ به چرایی نقد و ضرورت‌های آن در جامعه عوامل مختلفی قابل ردیابی است از جمله: تبدیل نهضت به نظام، اغوا، مصلحت‌سنجی‌های کاذب، تغییرات اجتماعی، ایدئولوژی‌های رقیب، تحولات بین‌الملل، انطباق شرایط ساختاری زمان انقلاب با وضع جاری (افروغ، 1385، 48 ـ 37) و نیز رشد علم، ادای حق عقل، تصحیح نظر و عمل، رفع نسیان و غفلت، آفت‌زدایی از بیرون (منصور نژاد، 1384، 78 ـ 71) همچنین در فواید نقد نکاتی از جمله: نقد و اصلاح پیوند وثیق (با هم) دارند، زیرا در اصلاح با حُسن دیدن برخی از مبانی و عملکردها، به دنبال طرح نقایص و رفع معایب از مواردی هستند که مشکل دارند و از این رو اصلاح‌طلبی در مقابل محافظه‌کاری (که اهتمام آن طرح محاسن است) و انقلاب (که اهتمام آن در طرح معایب نظام موجود قرار می‌گیرد) نقد و انتقاد با توسعه‌یافتگی ارتباط محکم دارد، زیرا تنها راه رسیدن به توسعه، رفع و دفع نواقص و معایب است که در نقد و انتقاد بدان‌ها پی می‌بریم.

فرهنگ نقد و انتقاد، فرهنگ مشارکت را دامن می‌زند، چون به همه مردم و خصوصاً نخبگان فکری، حق اظهارنظر می‌دهد. نقد و انتقاد بر اخلاق آثار عجیب و عمیق دارد. زیرا به جای این که افراد را به سوی نفاق و دورویی و تظاهر بکشاند، به سمت شجاعت، صراحت و شفافیت می‌برد و چنین جامعه‌ای از جهت اخلاقی در استانداردهای بسیار بالا قرار می‌گیرد. نقد از جهت سیاسی، مردم سالاری و نظارت از پایین را تقویت می‌کند واز جهت اجتماعی، از جمله زیرساخت‌های جامعه مدنی است. نقد جلوی رشد افراد فرصت‌طلب را می‌بندد، زیرا معایب آنها را برملا می‌سازد واز این رو به شایسته‌سالاری دامن می‌زند و اگر در جامعه‌ای مسئولان در معرض نقد و انتقاد مردم در همه ابعاد باشند و نقدپذیران نیز از انتقادات آنها استقبال نموده و به رفع نواقص خود بپردازند، این تعامل دوسویه مردم و دولتمردان، ضریب امنیت ملی، اجتماعی، شهروندی و ... را نیز بالا می‌برد. (همان، 79 ـ 78)

استاد مطهری در بیان ضرورت نقد و اهمیت توجه به آن می‌گوید:

«انسان باید هر چیزی که از دیگران می‌شنود نقاد باشد یعنی آن را بررسی و تجزیه و تحلیل بکند. صرف این که یک حرفی در میان مردم شهرت پیدا می‌کند خصوصاً که با یک بیان زیبا و قشنگ باشد دلیل بر آن نیست که انسان حتماً باید آن را بپذیرد و قبول بکند. به ویژه در امر دین و آنچه که مربوط به دین است، انسان باید نقاد باشد.» (مطهری، 1372، 62)

ایشان حدیث منقول از پیامبر(ص) را بیان کرده و می‌فرمایند:

«آنچه که راجع به احادیث بحث می‌کردیم که پیغمبر فرمود آنچه را که از من می‌شنوید به قرآن عرضه بدارید اگر موافق است بپذیرید و اگر مخالف است، نه، خود نوعی نقادی است.» (همان، 286)

در جای دیگر استاد با آوردن حدیثی از حضرت عیسی(ع) می‌فرمایند:

«در این زمینه احادیث زیاد و عجیبی داریم. یکی این است که در روایات ما از حضرت مسیح روایت شده که می‌فرمود: "خذ الحق من اهل الباطل و لا تأخذ الباطل من اهل الحق" در اینجا ظاهراً توجه به این است که شما به گوینده سخن توجه نداشته باشید، سخن‌شناس باشید، تکیه‌تان روی گوینده سخن نباشد، ای بسا حق را از اهل باطل بشنوید بگیرید، و ای بسا باطل را از اهل حق بشنوید نگیرید. شاهدم این جمله آخر است که فرمود: کونوا نقاد الکلام، صرّاف سخن باشید.» (مطهری، 1374، 43)

به نظر ایشان در مقام تجزیه و تحلیل کلام دو روش وجود دارد؛ یکی اینکه انسان از بین دو سخن درستش را بگیرد و نادرستش را رها کند و دیگر این که یک سخن را تجزیه و تحلیل کرده، عناصر درست را گرفته و نادرست را رها کند. از نظر استاد نقد و انتقاد از نوع دوم است و معتقدند که وقتی در روایات گفته شده است "انتقد الدرهم یا انتقاد الکلام" یعنی عیوب و محاسن را با هم دیدن و با هم محک زدن. یعنی طلای خالص را از ناخالص جدا کردن و سخن معیوب را از سخن نیک تشخیص دادن. (ایمانی‌پور، 1387، 15 ـ 16)

مسأله دیگر مسأله تجزیه کردن یک سخن است، یعنی عناصر درست را از عناصر نادرست جدا کردن. فرق است میان اینکه انسان از دو سخن، درستش را بگیرد و نادرستش را رها کند و تجزیه کردن یک سخن که انسان عناصر درستش را بگیرد و عناصر نادرستش را الغاء کند و این قدر تشخیص داشته باشد که بگوید از این سخن این قسمتش درست است و این قسمتش نادرست. این همان مطلبی است که در روایات تعبیر به نقد و انتقاد شده است. وقتی می‌گوید انتقد الدرهم یا انتقد الکلام (که درهر دو مورد به کار می‌رود) یعنی اظهر عیوبه و محاسنه (عیوب و محاسن آن درهم یا کلام را آشکار کردن) چنان که سکه‌ای را که محک می‌زنند آن طلای خالص و به اصطلاح عیارش را به دست می‌آورند. کلامی را نقد کردن یعنی خوبی‌های آن را از بدی‌های آن جدا کردن. (مطهری، 1374، 42ـ43)

شهید مطهری همچنین در ضرورت نقد می‌فرمایند:

ضرورت این کار به دو دلیل (است):

الف) شیوع و رواج فوق‌العاده و روانی و نفوذ اینها (مطالب نادرست).

ب) کمین کردن گروهی که نقاط ضعف اینها را پایه و مبنای یک سلسله برداشت‌های نادرست از اسلام به عنوان تدوین فرهنگ انقلابی و به نام رنسانس اسلامی قرار دهند. (مطهری، 1372، 62)

چگونگی نقد:

با بررسی آثار، آراء و اقوال استاد شهید مرتضی مطهری، آنچه که به عنوان اصول، روش‌شناسی و یا چگونگی نقد مطرح است عبارتند از"

1ـ برخورد اثباتی و بیان نکات مثبت در کنار اشکالات:

استاد مطهری در مواجهه با افکار مخالف و انحرافی پیش از نفی و نادرست خواندن آنها، نخست آنچه خود به آن اعتقاد داشت اثبات می‌نمود و سپس به رد آن فکر انحرافی می‌پرداخت ... در بررسی این اندیشه‌ها، باید نخست مطالب درست از نادرست نمایانده شود، تا پس از آن مطالب نادرست نقد شود. (باقی، 1382، 106)

2ـ جدال احسن و برخورد احترام‌آمیز در نقل اقوال:

از دیگر شیوه‌های استاد مطهری، در نقد اندیشه‌ها، بهره‌گیری از آموزه جدال احسن قرآن کریم در برخورد با مخاطبان است. خداوند در قرآن خطاب به پیامبر(ص) می‌گوید:

ادع الی سبیل ربّک بالحکمۀ و الموعظۀ الحسنۀ و جادلهم بالّتی هی احسن (نحل،125). مردم را با پند و حکمت به سوی خدا بخوان و با آنها به بهترین طریق مناظره کن.

همچنین استاد در پی طرح شبهه و پاسخگویی به آن، به هنگام نقل اقوال، با ادای احترام به افراد، دیدگاه و نظرات افراد را مورد تجزیه وتحلیل و نقد قرار می‌داد.

3ـ پرهیز از مطلق‌گرایی و خود را عقل کل و بحر العلوم دانستن:

از دیگر شیوه‌های استاد مطهری، پرهیز از خود بزرگ‌بینی و غرور علمی و خود را عقل کل دانستن و با عینک بدبینی قضاوت کردن است. ایشان همواره در نقد اندیشه‌ها، علیرغم ارائه استدلال‌ها و منطق قوی، مطلق‌گرا نبود و برای طرف مقابل جایی برای اظهارنظر باقی می‌گذاشت تا دیدگاه‌های خود را اصلاح نماید. چنانکه در یکی از تعابیر خود آورده است:

«بار دیگر از همه فضلا و دانشمندان درخواست دارم که به دقت در آنچه گفته شد بنگرند، اگر مرا برخطا می‌بینند واقفم فرمایند که با سپاسگزاری فراوان خواهم پذیرفت.» (مطهری، 1361، 43)

4ـ استقلال فکری و آزاداندیشی:

از امتیازات شهید مطهری استقلال فکر و آزاداندیشی وی بود. استقلال فکری و واقع‌گرایی باعث می‌شد که وی همواره حقیقت را بر عوامل دیگر مقدم بدارد و با دیدی انتقادی به گفته دیگران نگاه کند. آزاداندیشی وی باعث می‌شد که وی خود را در قید و بند اقوال و آراء دیگران محصور و محدود نسازد، لذا با دید انتقادی به دیدگاه‌ها و نظرات دیگران می‌نگریست و در نتیجه کارهای علمی‌اش به جای آن که "تقریر و تقلیدی" از حرفهای دیگران باشد، "تحقیقی" زاییده از سرچشمه خلاقیت خود او بود. (باقی، 1383، 111)

5ـ برخورد بنیادی و رعایت انصاف علمی:

ذهن نقاد و تحلیلی استاد مطهری، او را قادر ساخته بود از ظواهر به بواطن امور پی ببرد و در طرح مسایل فلسفی، اجتماعی، شبهات اعتقادی و ... سعی بر آن داشت که به ریشه تاریخی و اجتماعی یک تفکر پی ببرد. انصاف علمی سبب شده بود که استاد مطهری بر روی حرف مخالفان نظر خود کاملاً بیندیشد. همیشه هر سخن و گفته‌ای را تا حد امکان تجزیه و تحلیل می‌کرد و شقوق درست و قابل قبول آن را از احتمالات نادرست جداکرده، به حساب هر یک جداگانه رسیدگی می‌کرد. (همان، 112)

6ـ رعایت مصلحت و توجه به اقتضای زمان:

یکی از شیوه‌های نقد استاد مطهری توجه به مصالح، نیازها و اقتضائات است. طرح برخی مسایل در زمانی خاص و یا مکان و مخاطبین خاص، شاید پیامدهای نامطلوبی داشته که باید شدیداً از آن پرهیز کرد. اگرچه مبلغین و هادیان دینی و انقلابی، همواره در یک فضای پارادوکسی و تضادی قرار دارند، یعنی از یکسو رسالت توجیه و هدایت مخاطب را بر اساس رسالت پیامبری و تبلیغی عهده دارند اما از سوی دیگر باید با توجه به عقول و فهم و توان هضم مسایل و سعه وجودی مخاطبین، مسایل گوناگون را برای آنان طرح نمایند.

بر این اساس استاد مطهری در طرح مسایل، چنین عمل می‌کرد، آنجا که تشخیص می‌داد وقت آن رسیده، بی‌درنگ اقدام می‌نمود و آنجا که فکر می‌کرد وقت آن نرسیده، تأمل می‌کرد. استاد مطهری در سال 56 بعد از درگذشت شریعتی، نامه‌ای به حضرت امام خمینی(ره) می‌نویسد و ضمن روشن نمودن بسیاری از حقایق در مورد دکتر شریعتی، رعایت مصلحت را مدنظر داشته است. (همان، 109)

نمونه‌ها و مصادیق نقد:

در آثار شهید مطهری، نمونه‌ها و مصادیق فراوانی از نقد آراء، آثار و اقوال دیگران است که طرح آن می‌تواند برای هادیان سیاسی به عنوان معیارها و الگوهای مطلوب در نقد آراء و اندیشه‌های شخصیت‌ها، احزاب، جریان‌ها و نظام‌های سیاسی مفید واقع گردد. در ادامه چند نمونه از شیوه عینی نقد استاد مطهری را بیان می‌نماییم:

1ـ نقد آرای دکتر علی شریعتی

در قسمتی از اعلامیه استاد مطهری در سال 56 درباره دکتر شریعتی آمده است:

«اینجانبان که علاوه بر آشنایی به آثار و نوشته‌های مشارالیه با شخص او فی‌الجمله معاشرت داشتیم، معتقدیم نسبت‌هایی از قبیل سنی‌گری و وهابی‌گری به او بی‌اساس است و او در هیچ یک از مسایل اصولی اسلام از توحید گرفته تا نبوت و معاد و عدل و امامت، گرایش غیراسلامی نداشته است. ولی نظر به این که تحصیلات عالیه و فرهنگ او غربی بود و هنوز فرصت و مجال کافی نیافته بود در معارف اسلامی مطالعات وافی داشته باشد تا آنجا که گاهی از مسلمات قرآن و سنت و معارف و فقه اسلامی بی‌خبر می‌ماند، هرچند با کوشش زیاد به تدریج بر اطلاعات خود در این زمینه می‌افزود. در مسایل اسلامی دچار اشتباهات فراوان گردیده است که سکوت در برابر آنها ناروا و نوعی کتمان حقیقت و مشمول سخن خداست ... از این رو با توجه به اقبال فراوان جوانان به کتب مشارالیه، و این که خود او در اواخر عمر در اثر تذکرات متوالی افراد بی‌غرض و بالاتر رفتن سطح معلومات خودش، متوجه اشتباهات خود شد و به یکی از نزدیکانش وکالت تام برای اصلاح آنها داد، اینجانبان (مطهری و بازرگان) بر آن شدیم به حول و قوه الهی، ضمن احترام به شخصیت و تقدیر از زحمات و خدماتش در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام، بدون مجامله و پرده‌پوشی و بدون اعتنا به احساسات طرفداران متعصب و یا دشمنان مغرض، طی نشریاتی نظرات خود را درباره مطالب و مندرجات کتاب‌های ایشان بالصراحه اعلام داریم ...» (مطهری، 1372، 63ـ64)

2ـ نقد تحریف‌های عاشورا

استاد مطهری در کتاب ماندگار حماسه حسینی یکی از آسیب‌های واقعه عاشورا که "تحریف‌ها" بوده را مورد نقد و بررسی قرار داده و می‌گوید:

«من نمونه‌هایی از بعضی تحریف‌هایی که در لفظ ظاهر، یعنی در شکل قضیه به وجود آورده‌اند و چیزهایی که نسبت داده‌اند را ذکر می‌کنم. مطلب آن قدر زیاد است که قابل بیان کردن نیست ... (حاجی نوری در کتاب لوءلوء و مرجان) می‌گوید در همان گرماگرم روز عاشورا که می‌دانید مجال نماز خواندن هم نبود، امام نماز خوف خواند و با عجله هم خواند. حتی دو نفر از اصحاب آمدند و خودشان را سپر قرار دادند که امام بتواند این دو رکعت نماز خوف را بخواند، گفته‌اند در همان وقت امام فرمود حجله عروسی را بیندازید، من می‌خواهم عروسی قاسم را با یکی از دخترهایم را در اینجا، لااقل شبیه آن هم که شده ببینم، من آرزو دارم، آرزو را که نمی‌شود به گور برد!

شما را به خدا ببینید حرف‌هایی را که گاهی وقت‌ها از یک افراد در سطح خیلی پایین می‌شنویم که مثلاً می‌گویند من آرزو دارم عروسی پسرم را ببینم، آرزو دارم عروسی دخترم را ببینم، به فردی چون حسین بن علی نسبت می‌دهند، آن هم در گرماگرم زد و خورد که مجال نماز خواندن نیست!

(یا این که می‌گویند) امام حسین در روز عاشورا سیصد هزار نفر را با دست خودش کشت! بمبی که در هیروشیما (آمریکایی‌ها) انداختند تازه شصت هزار نفر کشته شدند، و من حساب کردم که اگر فرض کنیم که شمشیر مرتب بیاید و در هر ثانیه یک نفر کشته شود، کشتن سیصد هزار نفر، هشتاد و سه ساعت و بیست دقیقه وقت می‌خواهد. بعد که دیدند این تعداد کشته با طول روز جور در نمی‌آید، گفتند روز عاشورا هم هفتاد ساعت بوده است!

همین طور درباره حضرت ابوالفضل گفته‌اند که بیست و پنج هزار نفر را کشت که حساب کردم اگر در هر ثانیه یک نفر کشته شود، شش ساعت و پنجاه و چند دقیقه و چند ثانیه وقت می‌خواهد. پس حرف این مرد بزرگ حاجی‌نوری را باور کنیم که می‌گوید: اگر کسی بخواهد امروز بگرید، اگر کسی بخواهد امروز ذکر مصیبت کند، باید بر مصائب جدیده اباعبدالله بگرید، بر این دروغ‌هایی که به اباعبدالله(ع) نسبت داده می‌شود، گریه کند.» (مطهری، 1377، ج 1، 66ـ71)

3ـ نقد دیگران از آثار استاد

شهید مطهری در مواجهه با افرادی که انتقادهایی از آثارشان داشته، با سعه صدر برخورد می‌کرده و به طور منطقی به آنها پاسخ می‌دادند و شبهات مطرح را با دلایل مستند نقلی و عقلی رد می‌کردند. چنان که در یکی از این موارد استاد می‌نویسند:

«بعضی نوشته‌(اند) مگر شما اشتباه نمی‌کنید؟ جواب این است چرا، اگر نوشته‌های ما هم ارزش انتقاد دارد و افرادی هم هستند که وقت و صلاحیت انتقاد دارند، انتقاد کنند، نه تنها نخواهیم رنجید، ممنون هم خواهیم شد.» (مطهری، 1372، 61)

همچنین استاد در برخورد با افرادی که به شبهه‌تراشی و اشکال‌گیری روی می‌آوردند، استقبال کرده و می‌نویسد:

«من مکرر در نوشته‌های خود نوشته‌ام، من هرگز از پیدایش افراد شکاک در اجتماع که علیه اسلام سخنرانی کنند و مقاله بنویسند، متأثر نمی‌شوم هیچ، از یک نظر خوشحال هم می‌شوم چون می‌دانم پیدایش اینها سبب می‌شود که چهره اسلام بیشتر نمایان بشود. افراد شکاک و افرادی که علیه دین سخنرانی می‌کنند، وقتی خطرناک است که حامیان دین آن قدر مرده و بی‌روح باشند که در مقام جواب برنیایند یعنی عکس‌العمل نشان ندهند، اما اگر همین مقدار حیات و زندگی در ملت اسلام وجودداشته باشد که در مقابل ضربت دشمن عکس‌العمل نشان بدهد، مطمئن باشید که در نهایت امر به نفع اسلام است. همان طوری که در طول سی چهل سال اخیر، کسروی پیدا شد علیه شیعه بالخصوص و احیاناً علیه اسلام چیزها نوشت توده‌ای‌ها آمدند در مسایل مادی‌گری حرفها زدند و به اساس اسلام اعتراض کردند. افراد دیگری پیدا شدند که به نام حمایت از ملیت ایرانی علیه اسلام سخنانی گفتند اینها بدون این که خودشان بخواهند و قصد داشته باشند، به طور غیرمستقیم آن قدر به اسلام خدمت کردند که خدا می‌داند. یعنی وقتی کسروی آن کتابها را نوشت تازه دست علمای اسلام رفت روی کاغذ و مسائلی را که در طول چند قرن در اثر این که اعتراض و تشکیک و ایرادی نشده بود پرده‌هایی از ابهام روی آنها را گرفته بود و کم‌کم خرافات و اوهامی هم درباره آنها پیدا شده بود، تشریح کردند اصلاً مردم نمی‌دانستند مثلاً در باب امامت چه باید بگویند ... یعنی اینها سبب شدند که دستهای علمای اسلام از آستین بیرون آمد و چه آثار نفیسی در این زمینه منتشر شد. یک دین زنده هرگز از این گونه حرف‌ها بیم ندارد، یک دین زنده آن وقت بیم دارد که ملتش آن قدر مرده باشند که عکس‌العمل نشان ندهند و متأسفانه ما در گذشته گاهی چنین چیزی داشته‌ایم ... اساساً دینی که منطقش بر اساس فکر و عقل است، بر اساس حساب است، بر اساس فلسفه است، بر اساس یک سلسله مصالح است، در این جهت نگرانی ندارد. (مطهری، 1368، 134ـ136)

نتیجه‌گیری

با مطالعه در آثار و اقوال استاد شهید مطهری پیرامون نقد آشکار می‌گردد که ادبیات نقد همواره در قلم و بیان استاد روش ساری و جاری بوده است. در این عرصه استاد با اصول و روش‌هایی چون برخورد اثباتی و بیان نکات مثبت در کنار طرح اشکالات، جدال احسن و برخورد احترام‌آمیز در نقل اقوال، پرهیز از مطلق‌گرایی و خود را بحرالعلوم دانستن، استقلال فکری و آزاداندیشی، برخورد بنیادی و رعایت انصاف علمی، رعایت مصلحت و توجه به اقتضای زمان و ... درصدد مدل‌سازی در عرصه تئوری و کاربردی بوده‌اند. سراسر حیات طیبه عملی و دوران مجاهدت فکری و آثار ماندگار او، نمونه‌ها و مصادیق بی‌شمار از این طراحی است.

منابع:

1ـ افروغ، عماد (1385)، گفتارهای اقتصادی، تهران، چاپ سوره.

2ـ ایمانی‌پور، آمنه، (1387)، بررسی روش‌شناسی استاد مطهری در رویکرد نقادانه به مسایل اجتماعی، تاریخی، دینی، مجموعه مقالات جشنواره حکمت مطهر (ویژه دانشجویان)، تهران، معاونت فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها.

3ـ باقی نصرآبادی، علی (1383)، روش‌شناسی استاد مطهری در نقد اندیشه‌ها، فصلنامه مشکوۀ، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، شماره 82، بهار.

4ـ مطهری، مرتضی (1372)، استاد مطهری و روشنفکران، تهران، صدرا.

5ـ مطهری، مرتضی (1379)، اسلام و مقتضیات زمان، ج1، تهران، صدرا.

6ـ مطهری، مرتضی (1374)، تعلیم و تربیت در اسلام، تهران، صدرا.

7ـ مطهری، مرتضی (1361)، علل گرایش به مادیگری، تهران، صدرا.

8ـ مطهری، مرتضی (1377)، حماسه حسینی، ج 1، تهران، صدرا.

9ـ مطهری، مرتضی (1368)، پیرامون جمهوری اسلامی، تهران، صدرا.

10ـ منصورنژاد، محمد (1384) پیش درآمدی بر چیستی نقد، تهران، انتشارات جوان پویا.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد