بانک سوال دبستان گرمه

بانک سوال دبستان گرمه

بانک نمونه سوال ابتدایی متوسطه اول و دوم پایان نامه مقاله تحقیق کارآموزی کارورزی طرح توجیهی کار آفرینی پروژه
بانک سوال دبستان گرمه

بانک سوال دبستان گرمه

بانک نمونه سوال ابتدایی متوسطه اول و دوم پایان نامه مقاله تحقیق کارآموزی کارورزی طرح توجیهی کار آفرینی پروژه

بررسی اهمیت کار از دیدگاه قرآن کریم

گروه فضای مجازی: در اسلام بیکاری مردود و مطرود است و کار به عنوان یک امر مقدس شناخته شده است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) شعبه مرکزی، فعالیت‌های تولیدی، عنصر اساسی در طلب روزی است، اهمیت و تشویق به کار را می‌توان از آیات متعدد استفاده کرد. قرآن کریم به تصرف در عوامل تولید که خداوند برای بشر خلق کرده، توصیه و به شکر این نعمت‌ها و استفاده درست و مناسب از آن‌ها تأکید و دوری کردن از تصرف در عوامل تولید را پیروی از گام شیطان دانسته و نکوهش می‌کند.

خداوند متعال در آیات مختلف با یادآوری این که او منابع و امکانات را برای انسان‌ها آفریده و آن‌ها را مسخر «رام» ایشان قرار داده است، به جستجو در زمین، بهره‌مندی از منافع آن، آباد کردن و برطرف ساختن نیازهای معیشتی به وسیله امکانات نهفته در آن تشویق و با بیان‌های مختلف، اهمیت آن را گوشزد کرده و می‌کند، بدین‌ترتیب می‌توان پی برد که اقدام به عملیات تولیدی، امکان دارد مظهری از مظاهر عبودیت حق باشد و همچنین می‌توان به خطا بودن ذهنیت افرادی متوجه شد که اشتغال به امور معیشت را از قبیل پرداختن به امور مادی و منقطع از دین و تدین را جدا شدن از مظاهر مادی دانسته و رهبانیت را پیشه خود می‌کنند، قرآن کریم با متذکر شدن این که خداوند نعمت‌ها و منابع را برای شما آفریده است، به جستجو در زمین برای طلب روزی، امر و به تهیه قوه (توان و نیرو) دستور داده خواستار آبادانی در زمین شده و با بیان‌های مختلف، اهمیت تولید و تشویق به آن را گوشزد کرده است.[1]

مجموعه‌‌ای از آیات به جستجوی روزی و طلب از فضل خداوند امر می‌کند. یکی از شیوه‌های بارز جستجو از فضل خداوند، فعالیت‌های تولیدی به شمار می‌رود، نکته مهم در فعالیت‌های تولیدی برای گسترش روزی، دامنه‌ این فعالیت‌هاست، نه تنها خشکی بلکه سراسر زمین و آسمان قلمرو فعالیت‌های تولیدی بشر هست، نمونه آن، آیات تسخیر زمین، آسمان و دریاست، تا بشر بتواند از همه نعمت‌های الهی بهره‌مند شود.

نکته‌ نهفته در تسخیر آسمان و زمین، دریا و کشتی، این است که بشر بدون فن‌آوری لازم نمی‌تواند از این نعمت‌ها بهره‌مند شود، پس تصرف در آسمان و زمین و بهره‌مند شدن از نعمت‌های آن بدون تولید ابزارهای لازم و وسایل مدرن و فن‌آوری‌های نوین میسر نیست، در واقع تشویق به تولید، ترغیب به فراهم‌سازی زمینه‌ تولید نیز هست. «وَجَعَلْنَا اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ آیَتَیْنِ فَمَحَوْنَا آیَةَ اللَّیْلِ وَجَعَلْنَا آیَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّکُمْ»[2] ما شب و روز را دو نشانه‌ (توحید و عظمت خود) قرار دادیم سپس نشانه‌ شب را محو کردیم و نشانه‌ روز را روشنی‌بخش ساختیم تا (در پرتو آن) فضل پروردگارتان را بطلبید (و به تلاش زندگی برخیزید).

بعضی از آیات واژه ابتغاء از فضل الهی را ندارند، ولی به جستجوی روزی سفارش می‌کنند و در آیه‌ دیگر آبادانی را طلب می‌کند، «وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَـهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا...»[3] به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم) گفت: ای قوم من! خدا را پرستش کنید، معبودی جز او برای شما نیست، اوست که شما را از زمین آفرید و آبادی آن را به شما واگذاشت ...، در واقع قرآن کریم از انسان‌ها خواسته، زمین را آباد کرد و در اختیار شما گذاشت، بلکه می‌گوید: عمران و آبادی زمین را به شما تفویض کرد، اشاره به این که وسایل از هر نظر آماده است، اما شما باید با کار و کوشش سهمی ندارید. بدیهی است که طلب عمران حکم تکوینی است نه تشریعی. در تعدادی از آیات با لفظ «کلوا» امر به تصرف در مافی الارض رزق و غیره شده است. در برخی آیات به فراهم‌سازی زمینه تولید و بالملازمه بر اهمیت و تشویق به آن دلالت دارند، «وَلَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ قَلِیلاً مَّا تَشْکُرُونَ»[4] (بنا بر معنای عملی تشکر، یعنی استفادة مناسب از نعمت‌ها) مؤیدی بر اهمیت و تشویق به تولید است.[5]

از تأکیدات مهم اسلام به انسان‌ها، آن است که در هیچ زمانی از زندگی خود، از کار و تلاش باز نایستند، انسان همواره باید در عرصه‌های مختلف زندگی- که بخشی از آن، تلاش برای تأمین نیازهای اقتصادی و معیشتی است- به صورت جدی و مستمر کوشش کند تا در پرتو چنین تلاش‌ها و زحماتی، جامعة دینی، هم از جهت فردی به صلاح دست یابد و هم از جهت اجتماعی به اهداف خود نایل شود. بیان نورانی حضرت رسول اکرم(ص) به خوبی روشن کننده میزان سعی مسلمان در زندگی خود است، «ان قامت الساعة و فی ید احدکم فسیلة فان استطاع ان لایقوم حتی یغرسها فلیغرسها»[6] یعنی اگر خوشه یا نهالی در دست تو است و قیامت هم در آستانة برپایی است، و چیزی نمانده که بمیری، این نهال را بکار و بمیر. طبق این بیان، انسان تا نفس دارد، باید کار کند و در جامعه اسلامی هرکسی به تناسب استعداد و قابلیتی که دارد، باید تلاش و کوشش کند.[7]

انسان دین باور وظیفه دارد به عمران و آبادی زمین بپردازد و به این وسیله بر بسیاری از خواسته‌های خویش نایل آید، یکی از مهم‌ترین اهرم‌ها در این راستا کار و تلاش سازنده است. کار و تلاش در فرهنگ دین از امور لازم و اجتناب ناپذیر است که همه لحظات زندگی را دربر می‌گیرد، خداوند از انسان بی‌کار بیزار و رو گردان است. امام کاظم(ع) فرمود: «ان الله لیبغض البد الفارغ»[8] خداوند انسان بی‌کار را دشمن می‌دارد. در رهنمودهای دینی، فردی که برای تذمین نیازهای خود تلاش نمی‌کند مورد لعن قرار گرفته است. پیامبر(ص) فرمود: «ملعون ملعون من ضیع من یعول»[9] آنکه عایله خویش را ضایع کند ملعون است. سستی، تنبلی و بی‌کاری، جامعه را به شدت آسیب‌پذیر می‌سازد و انواع فسادها در آن رواج می‌یابد و از علل مهم واپسگرایی است.

دین اجازه نمی‌دهد در صورت امکان حتی در سخت‌ترین شرایط از کار و تلاش دست بکشد و به سوال و تکدی بپردازد، کار و تلاش در سلامت جسمی و روانی انسان نقش به‌سزا دارد، راه بهره‌مندی انسان از یافته‌های علمی است، و خود زمینه‌ساز آگاهی به ناشناخته‌ها است، سرمایه بس گران‌بها است که با آن می‌توان به اهداف مورد نظر دست یافت. کار و عمل عرصه‌ی نمایش قدرت برتر واقعی ملتی بر ملت دیگر است و پیشینه‌های ناخوش‌آیند را می توان با آن جبران کرد و روشن است که انسان سرمایه‌ی جز حاصل تلاش عملی خویش ندارد. هر قدر ملتی در وادی کار و تلاش کوشا باشد، درصد دست‌یابی به کمال‌های مطلوب در آن بیشتر است، از این رو است که اسلام توصیه می‌کند انسان‌ها فرصت‌ها را غنیمت شمارند و از کار و تلاش غفلت نورزند. کار و تلاش سازنده خواست خداوند، سیره انبیا و بزرگان دین است. امام کاظم(ع) فرمود: «رسول الله(ص) و امیرالمؤمنین، و آبائی کلهم کانوا قد عملوا بایدیهم، و هو من عمل النبین و المرسلین و الاوصیاء و الصالحین»[10]

کار و تلاش زن و مرد نمی‌شناسد و در صورت نیاز وقت خاص ندارد، لیکن شایسته است برنامه‌ریزی لازم برای همه فعالیت‌ها به‌عمل آید و با رعایت اعتدال از افراط‌ها و تفریط‌ها جلوگیری شود. فعالیت‌های کاری می‌بایست خدا پسندانه، حق محورانه، عالمانه و عاقلانه صورت گیرد و با پشتکار ادامه یابد. در یک کلام می‌توان گفت کار گوهر ذاتی انسان را می‌نمایاند، و آن‌که با کار بیگانه است با فرهنگ دین ناآشنا است، فرهنگ دین فرهنگ شور و نشاط است. انسان دینی در هر شرایطی کار و تلاش را رها نمی‌سازد و آن را مایه عزت و کرامت می‌داند و ترکش را خطای بزرگ و سبب بی‌ثمر شدن زندگی انسان می‌پندارد.[11]

بدون شک نوع انسان از طریق کار توانسته است تا بر محیط خود چیره شود، بر طبیعت تسلط یابد، معیارهای برای رفتار خود ابداع نماید و قوانین حاکم بر روابط اجتماعی و زنگی عاطفی خود به وجود آورد، مسلماً جوانب تیره و منفی در بعض کارها وجود دارد، که باید به آن‌ها توجه شود، لیکن عادلانه است که بگوییم تمام فرهنگ بشر محصول کار است و مادامی که بشر هست کار هم هست.[12]

در اسلام بیکاری مردود و مطرود است و کار به عنوان یک امر مقدس شناخته شده است، در زبان دین وقتی می‌خواهند تقدس چیزی را بیان کنند به این صورت بیان می‌کنند که خداوند فلان چیز را دوست دارد، مثلاً در حدیث وارد شده است: «ان الله یحب المؤمن المحترف»[13] خداوند مؤمنی را که درای یک حرفه است و بدان اشتغال دارد دوست دارد. یا این که گفته‌اند: «الکاد لعیاله کالمجاهد فی سبیل الله»[14] کسی که خود را برای اداره زندگی‌اش به مشقت بیاندازد مانند کسی است که در راه خدا جهاد می‌کند. یا ان حدیث معروفی که فرمود: «ملعون من القی کله علی الناس»[15] هرکس بیکار گردد و سنگینی (اقتصادی) خود را بر دوش مردم بیاندازد ملعون است و لعنت خدا شامل اوست.[16]

اسلام جهاد کننده در راه دعوت به اسلام و کسی را که برای کسب روزی و فعالیت اقتصادی می‌کوشد، مساوی دانسته چنان‌که در قرآن کریم آمده‌است: «وَآخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» برخی از شما برای تجارت و کسب درآمد به سفر می‌روند و از کرم خدا روزی می‌طلبند و برخی دیگر به جهد در راه خدا می‌پردازند. افزون بر این، اسلام کوشش برای کسب روزی و خدمت به جامعه و رشد آن را از برترین اقسام عبادت به شمار آورده است.

اسلام به‌عنوان مکتب نجات‌بخش و تعالی‌بخش انسان‌ها از هر قشر، ملت و نژاد و وابسته به هر بخش از بخش‌های جهان، قشر کارگر را دارای ارزش و حرمت می‌شناسد، ما مفتخریم که رهبر عزیز و عالی‌قدر الهی ما یعنی رسول اکرم(ص) در برابر چشم همگان خم شدند و بوسه بر دست کارگر زدند، این حادثه‌‌ای است که ما هرگز آن را فراموش نمی‌کنیم. همچنین ما مفتخریم، که رهبران دینی ما، امیرالمؤمنین(ع) و ائمة دیگر در شمار کارگران بودند، کار کردند، آباد کردند، تولید کردند، ساخته‌اند و با سازندگی خود، خود را با خدا نزدیک کردند، کار جزء چیزهایی است که هر بندة مؤمن و صالحی می‌تواند با آن قصد قربت کند و به خدا نزدیک شود. ارزشی که کار و کارگر در دیدگاه اسلام و منطق آن دارا است از ارزش کار و کارگر در هر مکتب مادی بیشتر است.

این درست برعکس آن چیزی است که در میان برخی متصوفه و زاهدمآبان و احیاناً در فکر خود ما رسوخ داشته که کار را فقط در صورت بیچارگی و ناچاری درست می‌دانیم، یعنی هرکس کاری دارد می‌گوییم این بی‌چاره محتاج است و مجبور است کار کند. فی حد ذاته آن چیزی که آن را توفیق و مقدس می‌شمارند، بیکاری است، که خوشا به حال کسانی که نیاز ندارند، کاری داشته باشند، حال کسی که بیچاره است، دیگر چه کارش می‌شود کرد؟ در صورتی که اصلاً موضوع نیاز و بی‌نیازی مطرح نیست. اولاً کار یک وظیفه است. حدیث «ملعون من القی کله علی الناس» ناظر به این جهت است.

الگو قرار دادن سیره عملی پیشوایان دین: علی(ع) مردی بود که بیش از هرکسی وارد اجتماع می‌شد، فعالیت‌های اجتماعی و تولید ثروت می‌کرد، ولی ثروت در کف‌اش قرار نمی‌گرفت، ثروت را اندوخته و ذخیره نمی‌کرد، کدام کار تولیدی مشروع است که در آن زمان وجود داشته و علی(ع) انجام نداده است؟ اگر تجارت است او عمل کرده، اگر زراعت، اگر باغ‌داری و درخت‌کاری است او انجام داده، اگر حفر قنوات است او انجام داده است.

شیوه عملی آن‌ حضرت اشتغال به اصل کار مفید بود و شکل کار برایش اهمیت نداشت، گروهی چنان می‌پندارند، که کار انسان برای خود، با موقعیت اجتماعی‌اش ناسازگار است، ولی کار در برابر دستمزد با جایگاه اجتماعی‌اش منافات دارد، این پندار با سیرة امام علی(ع) مخالف است، جامعه باید هر کار مفید و سازنده‌ی را با موقعیت و جایگاه اجتماعی افراد سازگار بداند، امام علی(ع) گاه خود به کارگری تن می‌داد و روزگار می‌گذراند «جعت یوماً بالمدینة جوعاً شدیداً فخرجت اطلب العمل فی عوالی المدینه فاذا انا بامرأة قد جمعت مدراً فظننتها ترید بلة فاتیتها فقاطعتها علیه، کل ذنوب علی تمرة فمررت ستة عشر ذنوباً حتی مجلت یدای ثم اتیت الماء فاصبت ثم اتیتها فقلت: بکفی هذا بین یدیها فعدت لی ستة عشرة تمرة، فاتیت النبی(ص) فاخبرته فاکل معی منها» در اطراف مدینه در پی کار بودم، دیدم زنی مقدار کلوخ گرد آورده و می‌خواهد گل کند، با او در برابر هر ظرف آب، یک دانه خرما قرار گذاشتم، شانزده ظرف آب آوردم، تا دستانم تاول زد، پس مقداری آب نوشیدم، ماجرا را با پیامبر(ص) تعریف کردم، ابن ابی‌الحدید نیز درباره آن‌حضرت می‌گوید و باز هم از آن خرما خوردیم.

امام صادق(ع) در باره حضرت علی(ع) می‌فرماید: «کان امیرالمؤمنین(ع) یضرب بالمر و یستخرج الارضین»[21] علی ابن ابی‌طالب(ع) با بیل زمین را آمادة کشت می‌کرد. «کان امیرالمؤمنین(ع) یعمل بیده و یحرث الارض و یستقی الماء و یغرس النخل کل ذالک یباشره بنفسه الشریفه» او با دستان خود کار می‌کرد، همواره زمین را آبیاری و کشت می‌کرد و هسته‌ی خرما می‌کاشت.

کار و کوشش، راه و رسم انبیاء الهی و پرهیزگاران است، این نکته را امام کاظم(ع) به یکی از شیعیان خود گوشزد کرده‌اند: «رأیت اباالحسن(ع) یعمل فی ارض له و قد استنقعت قدماه فی العرق، فقلت له: جعلت فداک این الرجال، فقال: یا علی، عمل بالید من هو خیر منی و من ابی فی ارضه، فقلت له: من هو؟ فقال: رسول الله(ص) و امیرالمؤمنین و آبائی(ع) کلهم قد عملوا بایدیهم و هو عمل النبیین و المرسلین و الاوصیاء و الصالحین» زمانی که او حضرت را عرق ریزان مشغول کار دید، پرسید: کارگران و غلامان کجایند؟ حضرت فرمود: «کار و تلاش، سیرة عملی رسول گرامی اسلام(ص) و امیرمؤمنان و امامان بزرگوار از پدران‌شان بوده‌است و همة انبیاء، پیامبران و صالحان چنین راه و رسمی داشته‌اند.

یکی از شیعیان می‌گوید در یکی از روزهای گرم تابستان، در میان گرمای شدید امام باقر(ع) را در زمین‌های اطراف مدینه، عرق‌ریزان مشغول کار دیدم، با خود گفتم، بوم و او را نصیحت کنم، نزد آن‌حضرت رفته و گفتم: آیا سزاوار است که بزرگی از بزرگان قریش در چنین ساعتی در پی طلب دنیا باشد، و اگر در این ساعت و با این حال عمرت تمام شود چه می‌کنی؟ امام(ع) در جواب فرمود: «لو جائنی الموت و انا علی هذه الحال جاءنی و انا فی طاعة من طاعات الله ‌عزوجل، اکف بها نفسی و عیالی عنک و عن الناس و انما کنت اخاف ان لو جائنی الموت و انا علی معصیة من معاصی الله عزوجل، فقلت صدقت یرحمک الله اردت ان اعظک فوعظتنی.

اگر در این ساعت مرگ من فرا رسد در حال اطاعت و بندگی خدا برای تذمین و بی‌نیاز ساختن خانواده‌ام از دنیا رفته‌ام، و ترس من این است که در ساعتی مرگم فرا رسد که در حال معصیت الهی باشم، به آن حضرت گفتم: کلام شما منطقی و صحیح است، من خواستم شما را نصیحت کنم، ولی شما با جواب خود مرا پند و اندرز دادید.

اخلاق در کار از نظر قرآن

در یک جامعه اسلامی، همه باید احساس مسئولیت کنند. کار زمین مانده را هرکسی به اندازه‌ی توانایی خود به انجام رساند. در اسلام هرگز به مقدار عمل تأکید نشده، بلکه همه جا اهمیت کیفیت، اخلاص و نیّت پاک ارزش دارد. در مکتب ما، خدمت‌ها اگرچه کوچک اما اگر با صداقت و اخلاص باشد ارزش بسیاری دارد.

خداوند در آیه ۷۹ سوره توبه صدقه‌های مؤمنان که برای جبهه و پشتیبانی از رزمندگان می‌دادند را تأیید و منافقان را سرزنش کرده و به پیامبر(ص) دستور داده است که در مورد منافقان اگر استغفار بکنند یا نکنند آنها آمرزیده نمی‌شوند.خداوند در سوره‌ی مزمّل آیه ۲۳ تلاش برای زندگی را در کنار جهاد در راه خـــدا قــرار داده اسـت. در آیه‌ای دیگر فرمود ه‌اند: کسانی که تلاش و کوشش بیشتری کنند پیروزترند و آنان که تنبل هستند محرومند و کاری که رضایت خداوند و طلب روزی خلق باشد، خدمت به خلق است.

به چند نکته اخلاقی در کار توجه کنید:

ـ هرکسی کار نیک انجام دهد، بر پاداش نیک او افزوده می‌شود و اگر در دنیا برای آخرت کار کرده باشید پاداش شما بیشتر می‌شود.

ـ با آینده‌نگری در کار و تلاش و با کار نیکو کردن آخرت خود را آباد کن.

ـ جهاد در کار، موجب خوشبختی خودتان می‌شود.

ـ مرگ در راه کار و خدمت، آن هم در مهاجرت، ثواب شهادت را دارد و اجرش با خداست.

ـ تقوا موجب گشایش و نتیجه کار می‌شود.

ـ مستمندان را در نعمت‌هایی که خدا به شما داده است شریک کنید.

ـ ثروتمندان مقداری از دارایی خود را به مستمندان بدهند.

ـ کار باتقوا انجام دهید، اگر لازم است به شهر دیگری بروید.

ـ زیورهای عالم که از راه حلال باشد، مال اهل ایمان است.

ـ صید دریا و شکار بیابان و کوه برشما حلال است، مگرآنکه در زمان احرام حج باشید.

ـ هر چیز پاک و پاکیزه بر امّت حضرت محمد(ص) حلال است.

فرهنگ کار از دیدگاه قرآن

زیرا نه تنها بنیاد هر تغییر و تحول مثبتی است، بلکه وظیفه و مسئولیت انسانی در قبال آفرینش است؛ چراکه انسان خردمند در جایگاه خلافت باید با کار و تلاش خویش نه تنها زمینه تحول مثبت و تکاملی خویش را فراهم آورد، بلکه دیگران را نیز به کمال لایق و شایسته خودشان برساند و در مقام مظهریت پروردگاری و ربوبیت، این مسئولیت را به بهترین وجه ممکن انجام دهد.

 

 

 

زیرا نه تنها بنیاد هر تغییر و تحول مثبتی است، بلکه وظیفه و مسئولیت انسانی در قبال آفرینش است؛ چراکه انسان خردمند در جایگاه خلافت باید با کار و تلاش خویش نه تنها زمینه تحول مثبت و تکاملی خویش را فراهم آورد، بلکه دیگران را نیز به کمال لایق و شایسته خودشان برساند و در مقام مظهریت پروردگاری و ربوبیت، این مسئولیت را به بهترین وجه ممکن انجام دهد.

نویسنده در این مطلب برآن است تا نگرش قرآن را به کار به شکل عام و کار نیک به شکل خاص تبیین نماید و جایگاه و اهمیت و ارزش آن را در زندگی فردی و اجتماعی و نیز شخصی و جمعی واکاوی کند. با هم این مطلب را ازنظر بگذرانیم.

عمل، کار هدفمند

در فرهنگ قرآن، فعل یا همان انجام دادن، هرتلاش و کوششی است که به قصد یا بی قصد انجام می گیرد. از این رو ما از فعل آب در سوراخ کردن سنگ ها و جابه جایی خاک ها و ایجاد دره ها و مانند آن سخن می گوییم که از سوی یک موجود غیرزنده بی هیچ قصد و نیتی از سوی فاعل آن، صورت می گیرد، اما عمل، کاری است که از یک موجود زنده با قصد انجام شود. لذا عمل یا همان کار، اخص از فعل است، چنان که عمل در کاربردهای قرآنی، اعم از عمل صالح و کار نیک می باشد و می تواند عمل و کار بد را نیز دربرگیرد. (مفردات الفاظ القرآن الکریم، راغب اصفهانی، ص ۵۸۷)

به هرحال کار و عمل، فعل هدفمندی است که از عاقل، با قصد صادر می شود و شخص با انجام آن در اندیشه دست یابی به مقصد و منظوری است.

اندیشه و کار

کارها به سبب آن که به قصد و نیتی خاص انجام می گیرد، می تواند به اعتبار متعلق آن، مثبت و منفی باشد، زیرا کارها می توانند به قصد زیان و آسیب به خود و یا دیگری انجام گیرد و می تواند به قصد سود و بهره رسانی صورت گیرد که از آن به کار نیک یا عمل صالح و کار بد و عمل طالح یاد می شود.

خداوند در قرآن در بیان ارز ش واهمیت کار به این نکته توجه می دهد که انسان چیزی جز سعی و عمل نیست. هرچند که در آیه ۳۹ سوره نجم آمده است؛ و ان لیس للانسان الا ما سعی؛ و برای انسان چیزی جز آن چه انجام می دهد و تلاش می کند، نیست؛ ولی می توان از این جمله نیز همان معنای پیشین را استنباط کرد؛ زیرا خداوند در ادامه در آیات دیگر می فرماید که انسان در آخرت، همین عمل خویش را به شکل جزای کامل می بیند.

به سخن دیگر، انسان جز همین اندیشه و عمل خویش نیست که از وی صادر می شود. بنابراین کار انسان و سعی اوست که او را می سازد و به شکل سازه ای نهایی در آخرت بروز و ظهور کرده و از زمین خارج می شود. این معنا در آیاتی از جمله آیه ۱۱۱ سوره نحل و آیه ۷۰ سوره زمر به شکل بهره مندی کامل انسان از کارهای خویش در قیامت بیان شده است.

به هرحال، انسان چیزی جز اندیشه و کار نیست. این اندیشه است که به کار، رنگ و رویی خاص می بخشد و آن را به صورت عمل نیک و بد درمی آورد. انسان نیز در نهایت همین آثار و پیامد اندیشه و کار خویش را به شکل شخصیت وجودی خود می بیند. ( بقره، آیات ۱۳۴ و ۱۳۹ و ۱۴۱ و ۲۸۶ و آیات دیگر)

براین اساس قرآن، خواهان توجه ویژه انسان ها به مساله کار و اندیشه می شود و از آنان می خواهد تا اندیشه و کارهای نیک را در نظر داشته و در مسیر آن گام بردارند و از اندیشه و کارهای بد و زشت اجتناب ورزند.

البته تاثیر اندیشه و کار تنها به حوزه مسایل شخصی محدود نمی شود، بلکه آثار آن در حوزه های اجتماعی و زندگی جمعی نیز بروز و ظهور می یابد. از این رو خداوند در آیاتی از جمله ۱۳۴ و ۱۳۹ و ۱۴۱ سوره بقره و نیز آیات ۲۸ و ۲۹ سوره جاثیه از بهره مندی امت ها و جوامع از ثمره عملکرد خویش سخن به میان می آورد و تاثیراندیشه و کار را در حوزه های اجتماعی به صراحت تبیین می کند.

آثار و اهمیت کار در زندگی بشر

برای این که از اهمیت کار و عمل در زندگی بشر و تاثیرات و نقش آن آگاه شویم، نگاهی گذرا به برخی از آثار و پیامدهای کار براساس تفسیر و تبیین قرآن می اندازیم تا با تفکر در آثار و کارکردهای کار، توجه و اهتمام ویژه ای به مساله کار به ویژه کار نیک داشته باشیم و اجازه ندهیم تا فرصت های غیرقابل تکرار به سادگی از دست برود و در آخرت انگشت ندامت و حسرت به دندان بگیریم.

۱) شخصیت سازی: یکی از مهم ترین تاثیرات شگرف کار و عمل در مساله شخصیت سازی نهفته است به این معنا که انسان ها از نگاه قرآن همانند هیولای نخستین و ماده ابتدایی هستند که به سبب انفعال شدید، قابلیت هرگونه تغییر و تحولی را دارند. بنابر این انسان معمولی و طبیعی به طور عادی هرگونه تغییر و تحول و تبدلی را بر می تابد و به هر شکلی در می آید. از این رو استاد علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) انسان را جنس الاجناس می داند که قابلیت تبدیل و تحول به هر ماهیت نوعی را می یابد؛ زیرا انسان می تواند به اشکال و قالب های بسیار متنوعی در آید که دیگر جانداران از آن بی بهره اند. براساس تفسیرقرآنی، انسان می تواند از جماد فروتر شود و از ملک پران گردد به گونه ای که در مقام مظهریت صادر نخستین در آید و در ««قاب قوسین او ادنی» (نجم، آیه ۹) نشیند.

انسان ها با اندیشه و کار خویش، شخصیت خود را می سازند. برخی خود را به سنگ خارای سخت تبدیل می کنند که هیچ گونه آب حیات و زندگانی در آن جریان نمی یابد. و در برخی موارد آب حیات نمی تواند حتی در آن راه یابد؛ و گاه دیگر به شکل موجودی مرکب از شتر و گاو و پلنگ در می آیند که خصلت ها و خصوصیات آنها را با خود دارند. خداوند در آیاتی، از این دسته از انسان ها با عنوان «کالانعام بل هم اضل» تعبیر می کند؛ زیرا پست تر از حیوان شده اند و توانمندی ها و ظرفیت های الهی خود را دسیسه و خاک کرده و چیزی از آن در خود بر جا نگذاشته اند. البته برخی دیگر با اندیشه ها و کارهای نیک خویش در مسیر تعالی و کمال گام برداشته و از نعمت اسمای الهی به درستی بهره می گیرند و فرشته وش یا برتر از آن می گردند.

خداوند در آیاتی از جمله آیات ۱۳۴ و ۱۴۱ سوره بقره و آیات ۵۷ و ۵۸ و نیز ۱۷۵ و ۱۷۶ سوره اعراف و به ویژه در آیه ۸۴ سوره اسراء به صراحت از شاکله و شخصیت وجودی انسان سخن می گوید که با عمل ساخته می شود و رفتارهای آینده و آتی آنان نیز براساس همین شخصیت و شاکله وجودی می باشد. به این معنا که از کوزه همان برون تراود که در اوست. آیاتی از جمله ۱۹ سوره لقمان و ۳۰ و ۳۱ سوره صافات و ۲۱ سوره طور و ۵ سوره جمعه و آیاتی دیگر نیز همین معنا را مورد تأکید قرار داده و از نقش و اهمیت خاص و بسیار مهم اندیشه و کار در زندگی بشر سخن به میان آورده است.

۲) تحولات تاریخ: اصولا از نظر قرآن تمامی تحولات تاریخی بشر مبتنی بر عملکرد و کار مردم است. به این معنا که هر جا تحولی در زندگی بشر چه در جهت مثبت یا منفی رخ داده و یا رخ خواهد داد، ریشه در کار و عملکرد جامعه انسانی دارد. این انسان ها هستند که باکارهای مثبت و منفی خویش سرنوشت خود را رقم می زنند و آن را در مسیر کمالی یا ضد کمالی قرار می دهند.

جوامع بشری که به تمدن و فرهنگ مطلوب دست یافته اند، جوامعی هستند که با کارهای عقلانی و نیک خویش، زمینه بروز و ظهور آن را فراهم آورده اند؛ همچنین جوامعی که به قهقرا رفته و سقوط کرده و نام و نشانی نیز از آنان بر جا نمانده است، جوامعی بودند که برخلاف اصول عقلانی به کارهای زشت و ناهنجار دست یازیدند و خود و دیگران را تباه کردند.

خداوند در آیاتی از جمله آیات ۵۲ و ۵۳ سوره انفال به نقش و اهمیت بسیار حیاتی کارهای مردم در تحولات تاریخی جوامع بشری اشاره می کند و در آیه ۱۱ سوره رعد با تأکید مستقیم بر نقش عمل و کار در زندگی فردی و جمعی روشن می سازد که چرا و چگونه جوامع دچار تحولات و تغییرات شگرف می شوند.

۳) آرامش: بی گمان یکی از مهم ترین دغدغه های اصلی بشر دست یابی به سعادتی است که آن را در آرامش و آسایش ابدی و همیشگی تفسیر و تعبیر می کند. از این رو همواره در اندیشه آن است که به آرامش و آسایش جاودانه دست یابد و از هرگونه ناامنی و بحران روحی و روانی و شخصی و جمعی و مانند آن رهایی یابد و در کمال امنیت و آرامش و اطمینان قرار گیرد و سکونت روحی یابد.

از نظر قرآن ریشه هر سعادتی را باید در اندیشه و کار نیک آدمی جست. از این رو از انسان ها می خواهد تا برای دست یابی به این هدف عالی و بلند، همت بلند دارند و تلاش و کوشش کنند. خداوند در آیه ۱۱۲ سوره نحل با ارایه مثالی می کوشد تا این معنا را گوشزد کند که آرامش و آسایش جوامع در گرو اندیشه و کار نیک است؛ زیرا در شرایطی آرامش و امنیت به جامعه باز می گردد که همه انسان ها در مسیر درست، اندیشه ورزند و کار کنند تا برکات از آسمان و زمین به سوی ایشان روانه شود.

اگر به جوامع بشری نگاهی گذرا شود به سادگی معلوم می شود که ابتلای جوامع به ترس و ناامنی چیزی جز بازتاب اندیشه های پلید و کارهای زشت آنان نیست. ترس از گرسنگی و ناامنی در حوزه های روحی و غذایی و جانی و جسمی نتیجه و بازتاب طبیعی پندارهای پلید و کارهای زشت بشر است. بر این اساس باید با تغییر در اندیشه و کار آن را به سوی درست ساماندهی و هدایت کرد و اندیشه سالم و پاک را در کنار کار و عمل صالح قرار داد تا به مقصد والا دست یافت.

۴) آسایش: چنان که گفته شد از مهم ترین دغدغه های اصلی بشر آسایش و آرامش است. البته دنیا به طور طبیعی از این ظرفیت برخوردار نیست که آسایش و آرامش دایمی و جاودانه را به همراه داشته باشد، ولی می توان در همین دنیا به گونه ای زیست که از آرامش و آسایش طبیعی پایدار نسبی برخوردار شد. از این رو خداوند پاداش تقوای الهی یعنی اندیشه ها و کارهای نیک بشر را، آرامش و آسایش در دنیا افزون بر آرامش و آسایش ابدی و جاودانه در آخرت می داند و در آیه ۱۱۲ سوره نحل بر آن تاکید می کند. به سخن دیگر، انسان ها می توانند در سایه ایمان و تقوای الهی به سعادتی در دنیا دست یابند که آرامش نسبی و پایداری را برای آنان به ارمغان می آورد و برکات زمین و آسمان را بهره آنان می گرداند. البته کسانی که این گونه عمل می کنند به طور طبیعی در آخرت از سعادت جاودانه و آسایش و آرامش ابدی برخوردار می گردند، چنان که آیه ۱۲۷ سوره انعام و نیز آیات ۲۱ تا ۲۴ سوره حاقه این معنا را به صراحت تبیین می کند.

۵ تمدن و اقتصاد شکوفا: از دیگر آثار عمل می بایست به تمدن و اقتصاد شکوفایی اشاره کرد که جز از این راه به دست نمی آید. خداوند در آیاتی از جمله آیه ۵۳ سوره انفال و ۱۱۲ سوره نحل و ۳ سوره اسراء به نقش عمل و کار در بهره مندی انسان از نعمت های الهی در زمین اشاره می کند و خواهان تلاش و کار مردم می شود تا از نعمت های خدادادی در زمین بهره مند گردند و در آسایش و آرامش زندگی کنند و دغدغه گرسنگی و ناامنی نداشته باشند. به سخن دیگر تلاش آدمی در دنیا از موجبات بهره مندی انسان از اقتصادی شکوفا و تمدنی بزرگ خواهد بود که زمینه سعادت نسبی در جهان را فراهم می آورد؛ چنان که قوم یونس این گونه عمل کردند و تا مدتی از متاع مستقر و با دوام بهره مند شدند و هیچ گونه دغدغه ای در این حوزه ها نداشتند.

به هر حال تلاش و کار نیک که از نگرش نیک و اندیشه سالم تراوش می کند؛ فضای مطلوبی را برای رشد و بالندگی اقتصادی و رفاهی مردم فراهم می آورد و تمدن های بزرگ را ایجاد و بارور می سازد. (انسان، آیه ۲۲ و آیات دیگر)

۶ فقرزدایی: کار و تلاش، دست کم عامل اصلی در فقرزدایی از جوامع بشری است. حتی اگر انسان نخواهد برای آخرت خویش کاری کند و از فواید کار نیک در آخرت بهره مند گردد (غاشیه، آیات ۸ تا ۱۶) حداقل می تواند با کار و تلاش، خود و دیگران را از فقر و فلاکت رهایی بخشد. بسیاری از جوامع که دچار فقر و بدبختی های متنوع هستند به سبب بی توجهی به اهمیت و ارزش کار به این وضع دچار می شوند با نگاهی گذرا به جوامع فقیر می توان به سادگی این معنا را اثبات کرد که تنها جوامعی گرفتار فقر هستند که دچار تنبلی هستند و از کار و تلاش دوری و اجتناب می ورزند و به تکاهل رو آورده اند. از این رو خداوند گرفتاری جوامع بشری به فقر و فاقه و گرسنگی را نتیجه رفتارهای ایشان از جمله بیکاری و یا کارهای نادرست و خلاف موازین عقلی و عقلایی می شمارد. با نگاهی به آیه ۱۱۲ سوره نحل می توان این معنا را به دست آورد که عملکرد نادرست، موجب فقر و فاقه جوامع بشری می شود چنان که عمل و کار می تواند درهای نعمت را به سوی انسان و جوامع بشری بگشاید و آنان را به کمال سعادت در دنیا برساند.

آداب کار و عمل

از آن جایی که هر کاری در فرهنگ قرآنی باید متوجه امر عالی باشد، از مردم خواسته شده تا در کارهای عادی و معمولی خویش نیز به این نکته توجه کنند که کارهای خویش را برای مقاصد بزرگ و عالی چون کمالات مطلق انجام دهند. لذا توحید محوری و آخرت گرایی به عنوان یک ارزش مورد تاکید قرار می گیرد تا به کارها رنگ و بوئی دیگر بخشد. در همین راستا خداوند از انسانها می خواهد تا همواره در تمام کارهای خویش از آغاز تا انجام متوجه خداوند بوده و از وی درخواست موفقیت در کارها را داشته باشند. (اسراء آیه ۸۰)

خداوند یکی از آداب کار کردن را انجام آن با یاد و نام خود دانسته و آن را به عنوان یک فضیلت مورد تاکید قرار داده است. لذا سوره حمد را با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز می کند و در آیات ۲۹ و ۳۰ و ۴۱ سوره هود نشان می دهد که این روش تا چه اندازه ارزشی و دارای فضیلت است.

البته از آن جایی که مالک همه هستی خداوند است، باید به این نکته نیز توجه کرد که اراده الهی پیش از هر اراده و مشیتی است. پس لازم و بایسته است تا با گفتن ان شاءالله در کارها از خداوند بخواهیم تا هر کاری را به سامان رساند و در مسیر خیر قرار دهد. (کهف، آیات ۲۳ و ۲۴)

اگر کارهای نیک را با اندیشه نیک انجام دهیم و از خداوند توفیق بخواهیم امید است که کارهای ما همان گونه باشد که رهبری انقلاب از ما خواسته است. از این جا می توان به سادگی دریافت که همت بلند همان است که آدمی کارهای خویش را با آرمان های پیش گفته آغاز کند و از خداوند بخواهد تا کارهایش در راستای دست یابی به آثاری چنان بزرگ باشد که در بالا گفته شد.

منابع:

[1] - ر.ک. رجایی، پیشین، ص61- 70.

[2] - اسراء، 12.

[3] - هود، 61.

[4] - اعراف، 10.

[5] - ر.ک. رجایی، پیشین، ص 61- 70.

[6] - مستدرک، 11/ 460/ 1.

[7] - جوادی آملی، نسبت دین و دنیا (بررسی و نقد نظریه سکولاریسم) ص227.

[8] - من لایحضره الفقیه، 3/ 169. عوالی الئالی، 3/ 301. وسایل، 17/ 58.

[9] - کافی، 4/ 3. الفقیه، 3/ 168 و 55. وسایل، 17/ 68.

[10] - الکافی، 5/75. وسایل، 17/ 38. عوالی الآلی، 3/ 300.

[11] - سید هادی حسینی، پیشین، عناصر فرهنگی توسعه در نگرش اسلامی، ج1، ص 261- 268.

[12] - ر.ک. وزارت آمزش و پرورش، برنامه‌ریزی تحصیلی و شغلی، بخش اول، (1378).

[13] - الکافی، 5/ 113. الفقیه، 3/ 158. وسایل، 17/ 33 و 34.

[14] - الکافی، 5/ 88. بحار، 98/ 7/1 و 100/ 13. عدة الداعی، 83.

[15] - الکافی، 5/ 73. التهذیب، 6/ 337.

[16] - شهید مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص41

http://pohantoon.blogfa.com/post-109.aspx

نظرات 1 + ارسال نظر
assiehnnazari876 چهارشنبه 10 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 03:08

سلام، قربانی شدن رئیس جمهور و مردم در سایه رهبر. همه بیچارگیهای مردم بخاطر رهبر است.‌ای کاش میگذاشتند آقای احمدی‌نژاد کارش را انجام بدهد. اگر رهبری ماداملعمر است باید رئیس جمهوری هم ماداملعمر باشد. تا امروز هیچ کس اتهام دزدی به دکتر محمود نزده. تمام دزدیها زیر سر رهبر و فامیل‌هایش است.مردم بدبختی میکشند اما رهبر با پسرش حساب یورو در آلمان و کشورهای دیگر دارند.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد