X
تبلیغات
بازی تراوین

ویژگی های مدیران کارآمد

هر مدیر باید دارای ویژگی هایی باشد که اورا در خور و شایسته رهبری محیط آموزشی گرداند. . این توانمندی ها که به توانمندیهای رهبری موسوم است فرد را در بین سایر افراد متمایز نموده و او را قابل مراجعه ، اعتماد و اطمینان سازد .

مک موری (Mc Murray  ) ده ویژگی را برای یک رهبر موفق بر می شمرد که می تواند الگویی برای تمرین مدیریت و رهبری آموزشی به حساب آید :

1-    استقلال فکر

2-    اتکای به نفس

3-    قضاوت درست

4-    ابتکار

5-    جامعیت فکر

6-     پیش بینی احتمالات

7-    داشتن نظم

8-    منصف بودن

9-    قاطعیت

10- رعایت اصول اخلاقی

صاحب نظران ویژگی های دیگری نیز برای مدیر آموزشی بر شمرده اند که در چهار موضوع مهارتهای مدیریتی ، مهارتهای بین فردی ، ارتباط و سایر جنبه های مهارتی در این مقاله مورد بررسی قرار می دهیم .

الف ) مهارتهای مدیریتی

1-    تجزیه و تحلیل مسائل :

 این توانایی به جمع آوری داده ها و تجزیه اطلاعات پیچیده برای عناصر هم یک مسئله بر می گردد .به عبارت دیگر ، مدیر باید بتواند به جستجوی اطلاعات برای هدف معین بپردازد و از آن اطلاعات برای حل مسئله و تصمیم گیری استفاده کند .

2-   قضاوت :

توانایی رسیدن به نتیجه گیری های منطقی و اتخاذ تصمیمات پر کیفیت بر پایه اطلاعات موجود ، داشتن مهارت در تشخیص نیازهای آموزشی و تعیین اولویت بین آنها ، دارا بودن توان ارزشیابی انتقادی از ارتباطات کتبی .

بر این اساس ،  یک مدیر آموزشی خوب کسی است که بتواند نیازهای آموزشی جامعه و مدرسه را مشخص کرده و با رعایت الویت ها ، به تصمیم گیری درباره حل و تأمین آن نیازها بپردازد

3-  توانایی سازمانی :

توانایی برنامه ریزی ، زمان بندی و کنترل کار دیگران و داشتن مهارت در استفاده بهینه نیروها و توانایی برخورد درست با درخواست های دیگران در یک زمان . بدین ترتیب ، مدیر آموزشی کسی است که بتواند از زمان و نیرو بطور بهینه و صرفه جویانه در حل مشکلات و تأمین درخواست ها یا نیازها استفاده کند .

4-  مصمم بودن :

توانایی در تشخیص اینکه بدون توجه به کیفیت تصمیم ، چه زمانی نیاز به اتخاذ تصمیم است . درک درست و بموقع زمان تصمیم گیری یکی از ویژگی های مهم رهبری آموزشی است .

ب ) مهارتهای بین فردی

1-    رهبری :

توانایی در درگیر کردن و مشارکت دادن سایرین در حل مشکلات و مسائل سازمان و تشخیص این که چه زمانی گروه نیاز به هدایت دارد و تعامل گروه با گروه برای راهنمایی آنها در انجام و تکمیل کارها از ویژگی های رهبر آموزشی است .

2-   حساسیت :

یک مدیر آموزشی موفق نسبت به نیازها ، خواسته ها و مشکلات شخصی اعضای سازمان دارد . او می تواند تعارضات را حل کند و با افرادی که زمینه ها و سوابق متفاوتی دارند رفتار و برخوردی مناسب داشته باشد . او می داند که چگونه با مسائل عاطفی برخورد کند و از چه نوع اطلاعاتی با هر کس استفاده کند .

3-  تحمل فشار :

توانایی کار کردن در شرایط تحت فشار و در زمانی که مخالفین ( نیروهای مخالف ) در حال فعالیت هستند و همچنین توانایی فکر کردن در زمان وقوع مشکلات از ویژگی های مدیر آموزشی خوب است .

ج ) ارتباط

-       ارتباط شفاهی :

مدیر آموزشی موفق است که بتواند درباره ایده ها و وقایع سخنرانی روشنی داشته باشد .

-       ارتباط کتبی :

مدیر آموزشی باید بتواند ایده ها و افکار خود را کتباً به روش درست با مخاطبین مختلف مانند دانش آموزان، معلمان و اولیا و دیگران در میان بگذارد .

د ) سایر جنبه های مهارتی

-       علائق مختلف :

یک مدیر آموزشی خوب باید توانایی و علاقه مندی لازم جهت شرکت در موضوعات و وقایع مختلف را داشته باشد .

-       انگیزه شخصی :

یک مدیر آموزشی موفق کسی است که در در تمام فعالیت هایش نوعی نیاز به کسب موفقیت وجود داشته باشد . باید شواهدی مبنی بر اهمیت کار برای ارضاء نیازهای شخصی او مشاهده شود .

-       ارزش های آموزشی :

داشتن فلسفه آموزش و پرورش کاملاً مستدل و روشن و توان پذیرش ایده های جدید و تغییرات از ویژگی های مدیران آموزشی خوب است .

با توجه به اصول مدیریت اسلامی و مدیریت در ایران ویژگی های دیگری برای مدیران کارآمد بیان شده است که مورد بررسی قرار می دهیم :

1-    نفوذ شخصی :

مدیر رهبر باید بتواند افراد زیادی را جذب کند و در هنگام لزوم افرادی را دفع نماید . آنچه مسلم است که قوه جاذبه مدیر باید از نیروی دافعه او بیشتر باشد . کسانی که به دلایل مختلف مثل سردی و تندی رفتار ، عدم سازش و ناتوانی کنترل احساسات خود ، باعث دلسردی و پراکندگی انسانها می شوند ، رهبران خوبی نیستند .

در حالی که جذب افراد باید سهولت بیشتر انجام گیرد ، نباید افراد را به سادگی از دست داد .

علی (ع) : اعجز الناس من عجز عن اکتساب الاخوان ، و اعجز منه من ضیع ظفر منهم .

عاجز ترین فرد کسی است که دریافتن دوست ناتوان باشد و از او ناتوان تر کسی است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد .

البته باید توجه داشت که ملاک جذب و دفع ، حق است و هر رهبری که جاذبه زیادی داشته باشد ، الزاماً کارش حق نیست . از آنجا که مدیران آموزشی با معلمان که قشری شریف ، وظیفه شناس و زحمتکش می باشند  ، ارتباط دارند ، باید رفتاری همراه با محبت ، دوستی ، خیرخواهی ، رعایت حقوق ، دادن ارزش ، احترام و بالاخره جاذبه لازم باشد .

مدیر رهبر باید از جهتی خونگرم و از جهت دیگر خونسرد باشد . خونگرمی به معنی خوب با مردم رابطه برقرار کردن با آنها جوشیدن و در میان آنها بودن است . خونگرمی حالت و جوّی خوش آیند و مساعد برای جذب افراد بیشتر فراهم می سازد . در مقابل ، مدیر باید در مواقع سختی و اضطرار ، بروز مشکلات و بحرانهای سخت خونسرد و خودنگهدار باشد . او باید قلبی بزرگ و روحی عظیم داشته باشد . هرچه اهداف انسان عالی تر و روحش بزرگتر باشد ، قدرت مقابله و توان سکون و آرامش او بیشتر می شود . اکثر مردان بزرگ جهان ، بزرگی خود را از روح بلند و همت عالی خود یافته اند و در همین راستا در حوادث بزرگ چون کوهی استوار و سربلند ، آرامش و وقار خود را حفظ کرده اند .

نکته مهم این است که خونسردی قابل تمرین کردن و یادگرفتن است . دلیل روشن آن این است که معمولاً افرادی که تجربیات بیشتری دارند ، از جوانان و افراد کم تجربه در برخورد با وقایع و بحرانها خونسردترند . از جهت دیگر ، نگاهی به روش زندگی جوامع مختلف نشان می دهد که مردم فرهنگهایی متفاوت ، از نظر درجه خونسردی ، خوش مشربی و اجتماعی بودن با هم فرق می کنند . مدیر باید هنگام بروز دشواری ها به خود تلقین کند که اولین وظیفه او حفظ آرامش و داشتن برخوردی منطقی با مسئله است . گاهی اوقات ، برخوردها و تجربیات شغلی و شخصی موجب عادت به خونسردی است . مدیرانی که از مشکلات و سختی ها نمی هراسند و بعضاً به سراغ خطرها می روند ، معمولاً افرادی خونسرد هستند .

بدون تردید ، سخن گفتن و شیوه سخنوری از عوامل عمده برقراری ارتباط و نفوذ در دیگران است و سبب موفقیت انسان در روابطش با زیر دستان و همکاران می شود .

2-   اعتماد به نفس و خودپنداری مثبت :

اعتماد به نفس یعنی اینکه فرد نسبت به توانایی ها و نقاط مثبت خود اطمینان داشته باشد  . فردی که اعتماد به نفس دارد ، خود را در انجام کارها و وظایفش توانا می یابد و با اطمینان بیشتری قدم های بعدی را برای حصول نتیجه بر میدارد . خودپنداری نیز در راستای اعتماد به نفس قرار می گیرد . اگر به فردی که در موضوعی استعداد دارد گفته شود که استعداد ندارد و آن فرد چنین ادعایی را بپذیرد ، از نظر پیشرفت تحصیلی و موفقیت در کارها دچار اشکال خواهد شد .

فردی که خود پنداری منفی دارد ، همواره زندگی و کارهایش با تردید ، دودلی و هیجان تؤام می شود که همه اینها محدود کننده توانایی های فرد و در نتیجه کند و یا متوقف کننده موفقیت است .

مدیر باید به گفته ها ، افکار ، اعمال و موفقیت هایش اطمینان داشته باشد .

3-  قابل اطمینان و اعتماد زیردستان بودن :

رهبر یا مدیر نماینده زیردستان خود است و  به خاطر آنها رهبری می کند و باید بتواند با حسن نظر تمام ، به حرفها ، درد دلها و گرفتاریهای آنها گوش بدهد و اسرار آنها را تا آنجا که منافع عمومی جامعه به خطر نیفتد ، حفظ کند ، مدیری که قابل اعتماد نباشد ، نمی تواند از گرفتاری ها و مشکلات و خواست های افراد و سازمان آگاهی پیدا کند . معمولاً ، در چنین حالتی فقط مشکلات عمده که به درجه انفجار و ظهور رسیده اند ، از نظر او می گذرد . درستی و امانت و صداقت در گفتار و رفتار و قولهایی که داده می شود و بالاخره خیرخواهی و حسن نظرداشتن از مقدمات و لوازم قابل اعتماد بودن است . این مسئله در مدیریت آموزشگاهی از اهمیت فراوان برخوردار است . نوجوانان و جوانان به علت کم تجربگی و خصوصیات خلقی سن خود و نیازهای خاصی که دارند ، هر لحظه ممکن است نیاز به کمک و راهنمایی داشته باشند . مدیر آموزشی باید چنان قابل اعتماد باشد که دانش آموزان ، معلمان و اولیاء بتوانند مسائل خود را بدون ترس و احساس خطر با او در میان گذارند . اگر مدیری بخواهد دارای ویژگی قابل اعتماد بودن شود ، باید یک یک مسائل فوق را رعایت کند تا پس از مدتی زمینه های اعتماد به او در بین همکاران و پیروان یا زیردستانش فراهم شود .

4-  داشتن فلسفه روشن و اهداف بزرگ :

کسانی که از توانمندی رهبری برخوردارند ، معمولاًدارای فلسفه و جهان بینی روشنی هستند . آنها برای جهان خلقت ، پدیده های جهان و زندگی اهدافی قائل هستند و می دانند که هیچ چیز بدون هدف وجود ندارد . این افراد ، در زندگی فردی ، اجتماعی و سازمانی خود هدفمند هستند و همواره به اهداف خود آگاهی می باشد ، یک مدیر خوب آموزشی دلایل مدیر شدن خود را به خوبی می داند ، به وظایف خود آشناست و می تواند آینده روشنی برای مدرسه یا سیستم آموزشی خود ترسیم کند . این اهداف ممکن است، میان مدت و بلند مدت باشد .

مدیرانی که زمینه های رهبری در آنها وجود دارد ، ازاهداف کوچک و روزمره می گذرند و بیشتر بر اهداف بزرگ و بلند مدت تکیه دارند . معمولاً اهداف بزرگ ریشه در آینده دارند و هرچه هدف ، آینده عمیق تری را در بر بگیرد ، بزرگتر است . اهداف بزرگ به سادگی بدست نمی آید . برای رسیدن به اهداف بزرگ باید مقدار قابل ملاحظه ای از خطر و یا ریسک را پذیرفت .

5-  بصیرت و قدرت پیش بینی کنندگی :

بصیرت یعنی فهم نسبتاً سریع روابط علت و معلولی عوامل در وقایع ، مسائل و پدیده ها و پیدا کردن راه حلهای مناسب برای آنها . مدیر یا رهبر باید باید توانایی پیش بینی کنندگی وقایع را داشته باشد . کسی که بصیرت دارد ، می تواند از روی شواهد و قرائن مسائل موجود را پیش بینی کند که در آینده چه مسائلی یا وقایع جدیدی پیش خواهد آمد . مدیر بصیر به آینده می نگرد و وضع سازمان خود را برای آن زمان در نظر می گیرد. او بدین طریق از یک طرف جلوی بروز مشکلات و مسائل زیادی را که در آینده ممکن است اتفاق بیفتد می گیرد و از طرف دیگر سازمان و افراد خود را برای پذیرش تغییرات آتی آماده می سازد .

بصیرت با هوش و استعداد فرد بی ارتباط نیست و به همین دلیل مقدار آن از فردی تا فرد دیگر تفاوت دارد بصیرت از ماده بینایی و بینا بودن است . بینا کسی است که می بیند ، می اندیشد و وتصمیم می گیرد . پس بینایی ، دیدن با چشم ظاهری و حسی نیست ، بلکه بیشتر به معنی دیدن با چشم عقل و هوش است . تفاوت فرد با بصیرت و بدون بصیرت این است که فرد بی بصیرت فقط می بیند ولی فرد با بصیرت می بیند و پیش بینی می کند . ممکن است ، یک مدیر آموزشی بی انضباطی دانش آموزان ، ترک تحصیل ، کاهش نمرات و یا مجموعه ای از رفتارهای نا مطلوب را ببیند و با آنها فقط در حد تنبیه فرد و یا بررسی موردی مسئله برخورد کند . در مقابل ، مدیر دیگر ، ممکن است آن را بصورت یک جریان که عوامل و علل مختلفی دارد ببیند که در صورت پیش گیری نشدن عواقب ناگواری از نظر تربیتی و اجتماعی برای مدرسه و جامعه به بار بیاورد .

مدیر بصیر کسی است که به امور آشناست و درباره آنها شناخت دارد و بالاخره می فهمد چه باید بکند .

امام صادق (ع) درباره بصیرت فرموده است :

العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیر الطریق لایزید سرعه السیرالابعداً

هرکه بدون بصیرت عمل کند ، مانند کسی است که بی راهه می رود و هر چه شتاب کند ، از هدف دورتر می گردد .

( اصول کافی ، ج 1 ، ص 54 )

6-   قوه ابتکار و خلاقیت :

آموزش و پرورش عامل بوجود آورنده تفکر خلاق است و بیشتر کوشش های آن مصروف بارآوردن انسانهای خلاق و مبتکر می شود . مدیر آموزشی ، راهنما و هدایت کننده معلمان و دانش آموزان به سمت این هدف است . مدیر آموزشی که خود به عنوان یک الگو در صف اول این حرکت است نباید فکری بسته و غیر قابل انعطاف داشته باشد . افکار کلیشه ای و قالبی جلوی رشد دانش آموزان و معلمان را می گیرد ، مانع پذیرش تغییرات و نوآوری های ضروری می گردد و جلوی بروز افکار نو و سازنده را می گیرد . یک مدرسه ، همیشه به ایده های جدید و راههای نو نیاز دارد که به تقویت روح خلاقیت و تشویق افراد به تشریک مساعی بپردازد.

داشتن روح قدر شناسی از ایده ها و افکار جدید و توان تحمل آنها زمینه های آزادی و در نتیجه خلاقیت را فراهم می سازد .

داشتن دیدی انتقادی که چراهای یک راه و اثربخشی یک وسیله یا نیرو را مورد سؤال قرار دهد سبب پیدایش خلاقیت می شود .

در سازمانهایی که مدیران نسبت به مشارکت افراد در تصمیم گیریها و دادن مسئولیت و اختیار علاقه بیشتری نشان می دهند ، میزان خلاقیت و ابتکار و مسئولیت پذیری برای حل مشکلات بیشتر از سازمانهای خودکامه یا کاملاً متمرکز است .

بررسی های روان شناختی نشان می دهد ، هرگاه مردم فرصت بیان اندیشه های خود را بیابند و در تصمیمی که بر سرنوشت آنان اثر می گذارد شریک شوند ، ایشان نوآفرینی و آفرینندگی بیشتری از خود نشان می دهند و مسئولیت بیشتری را می پذیرند .

7-  قدرت تصمیم گیری و حل مسئله :

هر مدیر آموزشی مخصوصاً همه مدیران مدارس ، هر روز با مسائل و مشکلات زیادی روبرو می شوند که باید در مورد آنها تصمیم بگیرند . تصمیم گیری یعنی پیدا کردن یک راه حل مناسب برای مشکلی که مطرح شده است . برای دستیابی به یک راه حل مناسب یا بهینه باید از توان بررسی و مطالعه عوامل یا متغیرهای موجود در یک پدیده برخوردار بود . مدیر باید بتواند مراحل حل مسئله از تشخیص و تعریف تا پیدا کردن راه حل و به اجرا در آوردن تصمیم و ارزشیابی نتایج را بپیماید .

قدرت تصمیم گیری از یک طرف با ادراک عمومی و توان تجزیه و تحلیل فرد و از طرف دیگر به قدرت خلاقیت و ابتکار او بستگی دارد .مدیر آموزشی باید درباره هر مسئله ای از اطلاعات و آگاهی نسبتاً وسیعی برخوردار باشد تا بتواند علل و عوامل بوجود آورنده آن را تشخیص دهد . سپس با استفاده از نیروی ابتکار و خلاقیت خود و با تکیه بر واقعیات و عللی که شناخته است راههای مختلف حل مسئله را مورد بررسی قرار دهد و با در نظر گرفتن همه شرایط و مقایسه همه راه حلها الویت راه حلها را تعیین و یک راه حل بهتر را برگزیند .

8-  اراده ، پشتکار و جدیت :

داشتن توان تصمیم گیری ، خلاقیت و ابتکار برای هر مدیر ضروری است ، اما به صرف داشتن آنها ، الزاماً مدیر موفق نمی شود . پس از گرفتن هر تصمیم ، مصمم بودن برای تعقیب و اجرای آن و رسیدن به نتیجه نیز بسیار ضروری است . همه مردم تا حدودی افکار و آرمانهای زیادی در مغز خود می پرورانند و تصمیمات زیادی در زندگی خود می گیرند ، ولی به علت نداشتن اراده قوی تصمیماتشان به قطعیت و اجرا نمی رسد و آنها را قبل از شروع یا در حین عمل رها می کنند .

اراده یعنی خواست تؤام با پای بندی و پایمردی که فرد را در تصمیمات و خواسته هایش محکم و استوار می سازد و پس از تفکر لازم و انتخاب راه هیچ تردیدی بخود راه نمی دهد و تا حصول مقصود بر همان تصمیم و انتخاب مصمم باقی می ماند . مردان و زنان بزرگ جهان انسانهای با اراده ای هستند که تزلزل فکر و تردید به خود راه نمی دهند . اراده از جهتی به دانش و اطلاعات فرد و تشخیص راه درست و از جهت دیگر به اعتماد به نفس و بلوغ روان او بستگی دارد . بالعکس هم روشن نبودن مسئله و راه حل و هم عدم پایداری روانی می تواند ما را در راه رسیدن به اهداف و تصمیماتمان با شکست روبه رو سازد .

9-   صبر و بردباری :

گاهی اوقات مسائل انضباطی ، مشکلات اخلاقی و فرهنگی ، بیماریها و تقاضاهای افراد و ... چنان بر مدیر فشار می آورد که عرصه بر او تنگ می شود . چنانچه مدیری از بردباری و حلم کافی برخوردار نباشد ، کنترل خود را از دست می دهد . مدیریت آموزشی ، از نوع مشاغلی است که در درون فعالیت های خود از تنوع و گوناگونی وظیفه برخوردار است . رسیدگی به امور معلمان ، روش تدریس ، وسائل آموزشی و کمک آموزشی ، امتحانات  و برقراری ارتباط با اولیاء ، معلمان و مقالات اداری و آموزشی از نمونه های آن است . اصولاً کار آموزشی و پرورشی نیاز به حوصله و بردباری دارد . تا معلمی نتواند با دقت و متانت مباحث درسی را یکی پس از دیگری به دانش آموزان تفهیم کند ، معلم موفقی نخواهد بود . تا مدیری قادر نباشد وقت نسبتاًزیادی را با معلمان و دانش آموزان بگذارند ، مدیر کارآمدی به حساب نمی آید . گاهی اوقات ، باید ساعت ها و روزها وقت صرف کرد تا  به علت مشکلی پی برد . تماس با اولیاء دانش آموزان و معلمان به منظور کسب اطلاعات درست و پیدا کردن نیروها و امکاناتی که بتواند مشکلات دانش آموزی را حل کند ، وقت زیادی می طلبد .

اصولاً ، قسمت پر اهمیت آموزش و پرورش ، کارکردن با افراد ضعیف ، مشکل دار و عقب افتاده است و نه فقط کارکردن ، با افرادی قوی . کارکردن با افرادی که نسبتاً ضعیف هستند نیاز به صبر و حوصله دارد و به سادگی کارکردن با افراد باهوش و یا موفق تحصیلی نیست . تا مدیر نتواند رفتار نامطلوب افراد را در حین مداوا و بهبود تحمل کند ، مدیر خوبی نیست همان گونه که یک پزشک بیمار روانی و یا جسمی خود را به علت بیمار بودن به باد کتک و یا ملامت نمی گیرد ، یک مدیر آموزشی نیز باید به افراد به عنوان کسانی که مشکل دارند و یا به اصطلاح بیمار هستند بنگرد .

10- شجاعت :

مدیر آموزشی باید انسانی دلیر ، حقیقت جو و دفاع کننده از حق و درستی باشد . اگر مدیر فردی محافظه کار و ترسو باشد و علی رغم تشخیص درستی مسئله ، بنا به فشارها ویا ملاحظاتی دست از حق بردارد و به ناحق عمل کند ، در دراز مدت سبب نارضایتی افراد درستکار و جسور شدن کسانی که با صداقت عمل نمی کنند خواهد شد . شجاعت یعنی میل به حق گویی و دفاع از حق . فرد شجاع کسی است که آنچه حقیقت دارد را بازگو و عمل کند و از دفاع از حق نهراسد .

علاوه بر آن شجاعت یعنی خطرپذیری و قبول عواقب و آثاری که احتمالاً از انجام یک کار ممکن است برجای بماند بطور کلی ، هر تصمیم و برنامه ای مخاطراتی دارد که بعداً ممکن است مورد سؤال قرار گیرد . چنانچه مدیری به دانش آموزان اجازه شرکت در یک مسابقه را بدهد و حادثه ای برای یکی از آنها رخ دهد مدیر مسئولیت آن را تا حدی که به آنها اجازه داده است و به او مربوط می شود می پذیرد . اگر یکی از دبیران مرتکب عمل خلافی شود که تأثیری سوء بر رفتار دانش آموزان بگذارد باید با شجاعت تصمیم مقتضی بگیرد و چنانچه با مخالفت هایی روبه رو شود به دفاع بپردازد .

11-وقت شناسی ، نظم و سازماندهی :

شناخت زمان و ارزش دادن به وقت از ویژگی های مردان و زنان بزرگ است . چه بسا فرصت ها و زمانهای مناسب که به علت بی توجهی و یا غفلت از دست می رود . تشخیص درست و به موقع مشکلات ، حوادث و راه حل آنها از ضروریات مدیریت است . اساساً همان گونه که زندگی انسان از چرخه ها و دوره های خاص رفتاری شکل می گیرد ، تربیت نیز  که باید بر پایه این دوره ها اعمال گردد ، از اهمیت به سزایی برخوردار است ، شناخت زمان مناسب تربیت ، تصمیمات و رفتارهای تربیتی تضمین کننده موفقیت مربیان و مدیران آموزشی است .

پیش بینی زمان لازم برای انجام هر کار و تعیین الویت کارهای مختلف و انجام دادن هر کار در جای خود از ضروریات مدیریت آموزشی است . در بین انواع مدیریت ها ، مدیر آموزشی ، از نظر برنامه ریزی برای استفاده از زمان از حساسیت خاصی برخوردار است .

مدیر آموزشی ، از یک طرف باید بین همه امور ، نیروها و امکانات هماهنگی و نظم بوجود آورد تا رسیدن به اهداف تعلیم و تربیت میسر شود . هرگونه بی توجهی به نظم و هماهنگی ، به علت کثرت کارهای مدرسه و تعداد زیاد دانش آموزان انضباط بوجود آورد تا بتواند از اوقات خود در آینده بهره لازم را برده و افرادی برنامه ریز بار آیند ، اگر مدیر آموزشی نتواند این رسالت بزرگ را به انجام رساند ، جامعه نخواهد توانست از این نیروها بطور مناسب در آینده بهره بگیرد . اولین کسی که باید در محیط آموزشی زمان را بشناسد و منضبط باشد ، مدیر است .

منابع

رهبری و مدیریت آموزشی ، سید محمد میر کمالی ، 1383

مشارکت به چه معنی است ؟ ، محمد علی طوسی ، مجله مدیریت دولتی ، تابستان 1370