X
تبلیغات
نماشا

و بالوالدین احسانا نیکی به پدر و مادر

گل هایی از گلزار ادب :

        ادب از کی آموختی ؟

            لقمان را گفتند :ادب را از کی آموختی ؟ گفت : از بی ادبان . هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد ازفعل آن احتراز کردم .

        نگوینداز سر بازیچه حرفی                کزان پندی نگیرد صاحب هوش

                 وگر صد باب حکمت پیش نادان              بخوانی ،آیدش بازیچه در گوش

                           [یا ایّها الّذینَ آمنو اطیعُوالله واطیعُوالرّسول و اُولی لامْرمنکُم.....  (النّساء / 59 )

                        ای کسانی که ایمان آورده ایداطاعت کنید خدا را،واطاعت کنیدپیامبرواولوالامر (اوصیاء پیامبر ) را .

مقدّمه                                                                                                                                                                                                                                                                  ا رتباط خانوادگی یعنی روابط والدین واولاد وبا لعکس وروابط فرزندان با یکدیگر که از ابتدای خلقت انسان مورد توجـّه خاص

بوده استو نظر انسان های کنجکاو را در طول تاریخ به خود  معطوف ساخته است . لذا پز ‍‍وهشگران محقّقین و .... تحقیقات

گسترده و وسیعی در نحوه ی زندگی وارتباط انسانها به عمل آ ورده ودر این زمینه کتب فراوان نگاشته و فرضیه هایی ارائه

داده اند .

من هم خواستم  با انتخاب این موضوع   ( نیکی به پدر و مادر ) با مطالعه ی چند کتاب و آیات قرآن بر آموخته های خود در این

زمینه بیا فزایم ،  امید وارمکه مورد توجّه قرار گیرد .

1- نیکی به پدر و مادر در قرآن و حدیث :

از نظر اسلام  ، نیکی به والدین به اندازه ای اهمیّیت دارد که وازه آن شش بار در قرآن کریم ،در کنار عبارت خدا و دوری از شرک تکرار شده است. همان گونه که نیکی به والدین و احترام و ارجمندی آنان واجب است ، عصیان و سر پیچی از آنان همانند شرک از گناهان بسیار بزرگ شمرده شده است . احسان به والدین در واقع تشکّر علنی از همه خوبی ها ونیکی ها وایثارهای پدر ومادر است .

قرآن مجید علّت وجود  نیکی را چنین توضیح می دهد : « وصّینا الانسانُ بوالدیه احسان حملة امه کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا ....)

یعنی ما به انسان سفارش کردیم تا به والدینش احسان کند .

قرآن کریم که حقایق را از متن فطرت آدمی بیرون می کشد و باشناخت عمیق از خود انسان ، آئین و راه و رسم رابطه اش را با دیگران ارائه می دهد ، برای خاطر اینکه این ، رابطه سازنده و در جهت خیرو صلاح آخرت  آنها باشد ، با سخن رسا و گفتاری بی کم و کاست وحساب شده رابطه ی فرزندان نسبت به پدر و مادر را به گونه ای بیان می کند که نمی توان فرا تر وجامع تر از ان سخن گفت .

در آیه ی زیر به منظور نشان دادن اهمّیّت احسا ن و احترام به والدین ، بلا فاصله پس از مسئله ی عبارت خدا ، سخن از همین احسان واحترام به میان آمده است تا مردم به ارزش وا لای چنین امری واقف گردند و بدانند که احسان واحترام به والدین ، عبارت و بندگی خدا است

« وقضی ربّکَ ان لاتعبدوا الاّ ایّاهُ وبالوالدینِ احسانا اِمّا یبلغَیَّ عندَکَ الکِبَرَ احَدُهُما او کلا هُما فَلا تفُلْ لَهُما اُفّ ولا تنهَرُ هُما وقُل لَها قولاٌ کریماٌ، وافصصْ لَها خَباحَ الذُّل مِن الرّحمهَ و قل ربّ ارحُمها کَما ربّیانی صغیراً .»

حکم و داوری وفرما ن پر وردگار تو چنین ایجاب می کند که جز  او هیچ چیزی را معبود خود قرار ندهد ، و نسبت به پدر و مادر نیکی کنید،      

اگر یکی از آن دو ویا هردو ،نزد توبه بزرگ سالی برسند با گفتن « اف » اظهار دل تنگی مکن وآنان را مرنجان [ و کوچک ترین آزردگی خاطر را درآنها به وجود نیاور] و با آنها نهیب مزن وآنها را از خود مران ، بلکه با گفتاری ابرو مند واحترام آمیز ، آنان را مورد خطاب قرار ده وپرو بالخا کساری و فرو تنی را به سا ئته ی مهر ورأفت ، در برابر آنها فرو ده و بگو : پرور دگارا آنان را مشمول مهر و رحمت خویش قرار بده ، آنچنان که با آمیزه ی رحمت ودرونی سرشار از مهر ، مرا پروردند .

در این دو آیه ضمن آنکه به ایماء اشاره ،این نکته را اعلام می کند که احسان به والدین دارای ارزشی همپای با ارزش یکتا پرستی وتوحید وعبادت است، انسان را به وظایفش نسبت به والدین به شرح زیر هشدار میدهد. وگویا خداوند متعال این وظائف را از نظر احسان ، به گونه ای که یاد می کنید ، تحلیل می فرماید :

1-باید از اظهار وایجاد هر گونه آزردگی نسبت به والدین خود داری کرد :«لا تقول لهما اف »

2-نباید درباره ی آنها خشونت را به کاربرد وانان را ازخوشتن راند :« ولا تنهر هما»

3-گفتو گو با آنان باید با لطف و مدارا وبا طرزی دلنشین وهما هنگ با حفظ حیسیت وآبروی آنان صورت گیرد :« وقل لهما قولا کریما»

4- کمال تواضع و فروتنی و دلسوزی را در بارهی انها معمول داشت : «واحفض لهما جناح الذل من الرحمه »

5- در حال حیات و ممات انان ، از طلب رحمت و اموزش خواهی برای انان دریغ نورزید :« وقل ربّ الرحمها کما ربیانی صغیرا»

هر فرزندی باید این پنج اصل را در مورد والدین از نظر دور ندارد و این وظایف را با کمال دقّت در باره ی انان ایفا کند .

مرحوم طبرسی ( رضوان  الله علیه ) در تفسیر این دو ایه می نویسد :

الف - « وقضی ربّک ان لا تعبدو الا ایّا » : فرمان پروردگار بر این جاری شده است که فقط مرا بندگی کنید و زیر بار بندگی جز من نروید .

ب- « و با الوالدین احسا نا » : یعنی در باره ی پدر ومادر ، مردم را به احسان توصیه فرمود .

ج-« امّا یبلغون اندک الکبر احد هما اوکلا هما »:ای فرزندان اگر این پدر ومادر ، یکی از آنها و یا هردو به سالخوردگی برسند ودچار فر سایش قوی گردند وبه علّت کهولت ، همچون کودکی نیازمند به تیمار وپرستاری باشند [باید همان پنج اصل را درباره ی آنان به کار برید .]

طبرسی این سوال رامطرح می کند که اطاعت وفرمان بردن از والدین در هر حال- اعم از دوره ی سالخوردگی ویا میان سالی واجب و ضروری است ، بنا بر این ،مطرح شدند شرط کهولت وسالخوردگی در آیه ی مذکور برای چیست ؟

در پاسخ به این سوال مینویسد : که نیاز والدین به تعمدو سر پرستی وخدمت فرزندان در چنین سنو سالی،بیشترو فزونتر است .

د-«فلا تقل لهما اف » از علی بن موسی الرضا« علیه السلام » است که از پدرش واو از جدّش امام صادق « علیه السلام» روایت کرده است که فرمود :« اگر خداوند متعال ، واژه ای فشرده تر از واژه ای « اف» را برای رها ئی از عقوق ونا فرمانی از والدین می شناخت آن را برای شب باز گو می فرمود . در طی حدیثی دیگر از همین امام بزرگ وار آمده است :« کوچک ترین وفرو ترین  مر حله ی عقوق نافرمانی ازوالدین، عبارت از گفتن «اف» به آنها است واگر خداوند واژه ای کوچک تر ونا چیز تر است آن را می شناخت مردم را از

القاء آنان به پدر و مادر نهی می فرمود .

بنا بر این نتیجه می گیریم که نباید به هیچ وچه مو جبات رنجش خاطر انها از سوی فر زندان فراهم گردد اعم از انکه این رنجشنا چیزویا بزرگ ، یا خفیف ویا شدید باشد ...

در مثل آمده است :

« ابرّ من النسر »

فلانی از بازو شاهین نیکو کار تر است .

این مثل ناظر  به این حقیقت است که وقتی بازو شاهین دچار کهولت وسالخوردگی می گردد واز پرواز کردن نا توان می شود جوجه هایش [که می توانند پرواز کنند ] به او غذا رسانده وآن را جویده ودر دهان او می گذار ند ،آنچنان که پدر ومادر آن ها « بدینگونه » به آنها غذا می رساندند ولقمه ی آ ماده را در دهان آن ها می گذاشتند .

ه- « ولا تنهر هما » : یعنی انان را با خشونت و فریاد ، از خود مران .

و- « وقل لهما قولا کریما  » : با گفتاری پدر ومادر خود را مخاطب ساز که این گفتار از لطف و زیبایی و کیفیّتی روحنواز ، مایه گرفته و از لغو و زشتی به دور باشد ، سخنی که کرامت و بزرگداشت از پدر و مادر در لا به لای ان به چشم خورده و نمایان گر احترام مخاطب از سوی گوینده باشد .

ز - « واحفظ لها جناح الذل من الر رحمه » : در فرو تنی و خضوع در برابر انان قولا و عملا به منظور اجرای احسان در بارهی انان از حد معمول پا فراتر و نسبت به انها دلسوز باش .

امام صادق (علیه السلام ) این بند از ایه را بدین گونه تحلیل می فرماید :

« دیدگان خود را به هنگام نگریستن به انها سرشار از مهر ورأفت ساز ، صذایت را از صدای انها فراتر مبر ، و دست بر زبر دست انها مگیر ، وخود را جلوتر از انان مران .

ح- « وقول رب  ارحمها کما ربیانی صغیراً » : همزمان با حیات و پس از مرگ انان ، به پاداش مساعی انها در تربیت وپرورش تو به هنگام خرد سالی ، دعای خیر نسار انها ساخته واز خداوند متعال رحمت و امرزش  انها را جویا باش .

 

2-وظایف اولاد نسبت به والدین :

امام صادق «ع» فرمود :«پدر ومادر را بر فر زند سه حق است : شکر انها در هر حال ،اطاعتشان در هر امر ونهی که معصیت خدا نباشد وخیر خواهی برای انها در نهان وآشکار.»

خداوند کریم به هنگام بیان وطرح وظایف وتکالیف فرزندان در قبال والدین به طور دقیق و از ابعاد مختاف سلبی و ایجابی توصیه ها و دستورات و اوامر مؤکّدی را مطرح فرموده است . همچنین نبی ّ مکّرم  اسلام  ( ص ) می فرمایند : « نظر الولد الی والدیه حبّاً  لما عبادة »

« نگاه کردن فرزند به پدر و مادر از روی محبّت و دوستی ، عبادت محسوب می شود . »

منقول است که جوانی از رسول خدا (ص ) سؤال کرد چه کسی با لا ترین حق را بر انسان دارد ؟                                              حضرت فرمودند : بالا ترین و واجب ترین حق را پس از خداوند والدین بر گردن انسان دارند .

« الجنه تحت اقدام لا مّهات »

« بهشت زیر قدمهای مادران است .»

مادر است که از اعماق وجود دوست دارد فرزند سیر باشد در حالی که او گرسنه است ، فرزند سیر اب باشد ومادر تشنه ، فرزند بی نیاز باشد در حالی که مادر محتاج است .

پدر با تمام تلاش و تحمّل رنج و زحمت می کوشد امکانات رفاهی فرزندان را تا سر حد امکان فراهم کند .

گویند خداوند ، دو کمال مطلوب به انسان عطا فرموده است : 1 خلقت 2 تربیت

به جرأت می توان گفت موفّق ترین افراد در هر صنف و قشر و گروه با هر مقام و موقعیّت کسانی هستند که نقش خود را در احسان و برّ به والدین به نحو شایسته ایفا دکرده اند ، چرا که در پس دعا ی خیر این پیر زن چهره چروکیده واین پیرمرد کمر خمیده ی محاسن سفید            ( والدین) عنایات خداوند بر سر فرزند می بارد .

فر زندانی که بتوانند با والدین ارتباط واقعی و لازم بر قرار کنند ، بهترین روابط اجتماعی خود را نیز حفظ می کنند ، البتّه در قران کریم و اسلام به عللی تأکید بیشتری بر توجّه به مادر شده است .

3 -  حقوق والدین و فرزندان در قیامت :

در قران مجید امده است « یوم یفر المرء من اخیه وامّه وابیه وصاحبه و بنیه »

« روزی که شخص از برادر و مادر وپدر وهمسر و پسرانش فرار می کند . »

روز قیامت که می شود هر کس تا زنش را می بیند از زن فرار می کند .ای مسلمان ها روز قیامت روزی است که پدر از پسر فرار می کند .بچّه از بابا ومادر فرار می کند ، چرا؟ برای چه فرار می کنید ؟ برای حقوق ، بچّه تا بابا را می بیند فرار می کند مبادا او را بگیرد بگوید ، یادت هست در دنیا چقدر حق های مرا ضایع کردی .شوهر تا زن را می بیند فرار می کند از ترس این که مبا دا ادعای حق رعایت نشده اش را بکند . ولی فرار ممکن نیست. این منزل اول است منزل بعد با تو سری او را می آورند، (فلا یم کن الفرار من حکومتک) این ابتدای محشر است که تا صاحبان حقوق را می بیند از ترس فرار می کند ، وبعد احضار می شود .

4- دلسوزی فرزندان :

از آنجا که فرزندان در امر دلسوزی به والدین معمولأ دچار کمبود هستند و از دلسوزی کافی نسبت به انان برخوردار نیستند .

خداوند متعال فرزندان را به احسان ودلسوزی به انان توصیه وامر می فرماید ،ودر این مورد با تأ کید خاصّی پا فشاری می کند .

ولی والدین را از ان جهت به چنین دلسوزی ها نسبت به فر زندان توصیه نمی کند که چون والدین از دلسوزی کافی ورسا نسبت به فرزندان بر خوردارند .[ونیازی به تحریص وتشویق در این امر ندارند ]

طاعت از والدین ، طاعت مشروط است نه طاعت مطلق .

یکی از نکات جالب ومهمی که در ایات مربوط به والدین و توصیه به احسان و طاعت از ان ها ، نظر هر تلا وت کننده ی قران کریم را به خود مشغول می سازد این است که در تمامی این ایات لزوم خدا پرستی ویا نهی از شرک در کنار احسان به والدین وطاعت از انها مطرح شده است . وگویا چنین ترکیب و ترتیبی ، هشداری باشد به تمام بشر که نمی توانند به هیچ وجه طاعت از خدای یگانه را قربانی هیچ طاعت دیگری سازند ، و باید طاعت از هرکس را با معیار وضابطه ای طاعت از خدا وند یگانه ارز یابی کرده وطاعت از افرادی را که انان طبق منطق تعلیم وتربیت اسلامی در خور طاعت هستند در صورتی پذیرا باشند که هیچ گونه بر خوردی با طاعت از خدا ندا شته باشد . زیرا:

«لاطاعة لمخلوق فی معصیة الخالق»

«طاعت از هیچ پدیده و افریذه ای از رهگذر نا فرمانی نسبت به دستور افرید گار، معقول وروا نیست .»

با وجود این که پدر ومادر در منطق تمام ایات مربوط به انها از احترام وارزش خاصی بر خوردارند ودر روایات واحادیث ضرورت طاعت از انها با تأ کید ویژه ای کوش زد شده است، اما اگر احترام به خواسته ها وافکار انان وطاعت ازفر مان ان ها با طاعت از خداوند متعال ، نا سازگار باشد نه تنها فاقد هر گونه ارزش است ، بلکه انسان در چنین مواردی موظف به سر پیچی ومخالفت از فرمان انها می باشد ، با وجود اینکه در ایهی زیر شکرو سپاس از والدین ، همپای با سپاس الهی ودر کنار ان یاد شده است ، به فرزندان اعلام می کند که در برابر اعلام شرک آمیزونا شرع انها مطیع ور ام نباشند ، بر که عملأ به مخا لفت بر خیزند :

«وصّینا النسانَ بوالدیه ، حملتة امّة و هنا علی و هن و فصاله عامین ان اشکرلی و لوالدیک الّی المصیر ان جا هداک علی ان  تشرک بی ما لیس تک به علم فلا تطعمها معروفاً ... »

« ما به انسان توصیه وامر کردیم که نسبت به پدر ومادر بی تفاوت نباشند ،این مادر است که در عین افزایش ضعف ناتوانی بار گران جنین او را بار بری کرده است ، واز شیر باز گرفتن در مدّت دو سال به طول انجامید ، اری ما به انسان ها در باره ی پدر و چنین مادری نستوه از رنج ، توصیه کردیم که نخست سپاسگزار والدین خود باشی که همه چیز به سوی من باز می گردد .اگر این دو [ یعنی پدر و مادر ] ،

مساعی خود را در باره ی تو چنین بکار گیرند که تو به خاطر جهل و نا اگاهی ، برایم شریک و انبازی در نیایش و پرستش خود اتّخاذ کنی

از انها اطاعت مکن و با رفتار و گفتاری نیکو با انان مصاحبت کن . »

نکاتی در این دو ایه در رابطه با مسئله ی احترام و طاعت جلب نظر می کند .

الف ) رنج های طاقت فرسای مادر :

نزدیک به 30 ماه دوران بارداری مادر وشیر خوارگی کودک به طول می انجامد که هیج پدری حاضر نیست چنین زحمات و دشواریها را به عهده گیرد . بدین جهت است که خداوند متعال ضمن توصیه ی به مردم نسبت به والدین  زحمات مادر را در ابتدا قرار می دهد تا انسانها از طریق احسان کافی نسبت به او ، پاداش کوشش ها و سختی های رنج آور او را بپردازند .

در روایات هم مشاهده می شود که  مادر از نظر احسان در درجه ی نخست قرار دارد . از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود :

مردی به محضر پیامبر اکرم  ( ص )  رسید ، عرض کرد: به چه کسی احسان کنم ؟ حضرت فرمودند : به مادرت .

مرد دوباره گفت به چه کسی پس از او احسان کنم ؟  حضرت فرمودند : به مادرت . مرد بار سوّم هم پرسید و همان پاسخ راشنید .

برای بار چهارم پرسید : پس از او به چه کسی احسان نمایم ؟ رسول خدا  ( ص ) عرض کردند : به پدرت .

در این روایت اولین مادر نسبت به پدر در بر خورداری از احسا ن فرزندان مشاهده می شود .

ب )- فرزند نباید فرمان باطل پدر ومادر را پذیرا باشد  : اگر همین پدر و مادر دلسوز فر زند تیمار گر خود را به امر باطل و نا مشروع که یکی از انها شرک است ، دعئت کنند نباید از انها اطاعت کرد و باید رفتاری نیکو و پسندیده با انها در امور دنیوی در پیش گرفت .

5 کار برد اطاعت از والدین در امور دینی :

کار برد اطاعت از والدین در امور و مسائل دنیوی و دینی حد و مرزی نمی شناسد و حتّی محقق اردبیلی  ( قدس سرّه ) می نویسد  :

« العقل و النقل ید لا علی تحریم العقوق و یفهم وجوب متابعة الوالدین و طاعتهما من الایات و الاخبار و صّرح بة بعض العلما ایضا . »

در مسائل دینی ، حدود ان به طور اجمال در قران کریم مشخّص گردیده و تفصیلأ در حدیث و فقه اسلامی موارد ان تعیین شده است .

عقوق و مراتب ان :

معنای اصلی این وازه ، شکافتن و بریدن و از هم دریدن است  ، و سپس در مفهوم آزار و عصیان  و نا فرمانی ، و ترک احسان نسبت به دیگران بکار رفته است و گویا فرزندی که سر از فرمان والدین بر می تابد و در احسان به انها بی تفاوت است ، زخم و شکافی به وجود    می اورد  که باید ان را ترمیم نماید .

حدیث زیر ، پایین ترین و بالا ترین مراحل عقوق را برای ما توضیح می دهد :

امام صادق ( ع ) فرمود : « اگر خداوند متعال ، چیزی را (در مقام آزردن پدر و مادر  ) کمتر و سبکتر از « اف » می شناخت مردم را از گفتن آن به پدر و مادر نهی می فرمود . « اف » گفتن پایین ترین مراحل و آزار رسانی و ترک احسان است . از جمله ی عقوق ، این است که انسان به پدر و مادر خود بنگرد و با نگاه تند و خشم آلود به چهره ی آنان چشم بدوزد .

6 -  احترام به یکدیگر در خانواده :

اسلام در این رابطه بسیار سفارش نموده و نسبت به مرا عات و احترام افراد خانواده به یکدیگر توصیه فرموده است . بزرگ خانواده باید نسبت به خرد سالان مهر ورزد و خرد سالان باید به بزگتر ها احترام گذارند واز آنان تجلیل کنند . در وصایای همگانی نبی مکّر م اسلام      ( ص ) این جمله به چشم می خورد  :

« فلیعطف کبیر کم علی صغیرکم و لیو قّر صغیرکم کبیرکم »

« بزرگان باید نسبت به خرد سالان مهر ورزند و خرد سالان باید از بزرگسالان احترام کنند .»

7 خانواده در زمان حاضر :

مشکل خانواده در زمان حاضر مشکلی اساسی شده است . خانواده در اثر تغییرات اجتماعی ، بسیاری از وظایفی را که در گذشته به آن پرداخت ، از دست داده و این مسئله سبب شده که پایگاه خانواده استواری خود را از دست بدهد و روابطی که بین افراد خانواده بر قرار بود از هم بگسلد .

در گذشته مادران اوقات خود را در خانه می گذراندند ، تربیت فرزندان را بر عهده داشتند وبه امور مربوط به همسر خود می پرداختند .

آنان مانند آموزگاری برای فرزندان خود به شمار می آمدند وبا همسر خویش در این کار مشترک بودند .

امّا زمان حاضر زنان از خانه خارج می شوند تا کارهایی را انجام دهند که بیشتر کارها ی مردان است . خروج زن از خانه مو جب محرومیّت کودک از محبّت و لطف مادری گردیده است ، زیرا او پیوسته سرگرم کار بوده وبیشتر وقت خود را از کودک خویش به دور است

و طبیعی است که تغذیه ی مصنوعی و رسیدگی دیگران به کارهای کودک هیچ گاه جانشین محبّت و عطوفت مادری نخواهد شد .

در هر صورت ،کودک رشد سالم و صحیح نمی کند مگر انکه بهره ی خود را از مهر و دوستی مادر ببرد . امّا در حال حاضر که مادران امر

تربیت فرزند را رها کرده اند ، کودک از این محبّت بی بهره شده است .

8 داستان :

الف )- مادرم مسیحی بود:

زکریا  بن ابراهیم می گوید : من فردی مسیحی بودم که مسلمان شدم .آنگاه به زیارت خانه ی خدا مشرّف شده و حج به جاآوردم .

در این سفر با امام صادق ( ع ) همنشین شدم و به ایشان عرض کردم : من مسیحی بودم و مسلمان شدم . امام پس از چند سؤال از من ، دستهای خود را به دعا بر داشت وبرای هدایت و توفیق من دعا کردند .

زکریا می گوید ، سپس به امام ( ع ) عرض کردم : پدر و مادر من بر آئین نصرانی باقی مانده اند و مادر من دیدگان خود را از دست داده است .و من نیز با آنان زندگی می کنم و از ظروفشان غذا می خورم . امام صادق ( ع ) پرسیدند : « آیا آنان گوشت خوک می خورند ؟ »

عرض کردم : خیر . حضرت فرمودند ک « لا  بأس فا نظر امّک فبرّ ها ، فا ذا ماتت فلا تکلها الا غیرک ، کن انت الْذی تقوم به شأ نها .»

« مانعی ندارد ، تو به مادرت رسیدگی کن و هر گاه در گذشت ، اورا به دیگری مسپار بلکه خود کارهای مربوط به وی را انجام بده . »

زکریا پس از باز گشت به وطن خود ، به نیکی نسبت به مهدر خود پرداخت . مادر وی که متعجّب شده بود پرسید : ای پسر تو در زمان نصرانی بو دنت با من اینگونه رفتار نمی کردی ؟ زکریا در پاسخ گفت : یکی از فرزندان پیامبر اسلام به من چنین دستور داده است مادرش پرسید : آیا او خود نیز پیامبر است ؟

وی گفت : نه ، او پسر پیامبر است . مادرش پاسخ داد : « یا بنیّ انّ هذاه وصایا لا نبیاء و انّ دینک خیر دین .»

« ای فرزندم ،این عمل تو از سفارشات پیامبران است و همانا دین تو بهترین دین است . »

آنگاه از فرزند خود تقاضا کرد که اسلام را بر وی عرضه کند و مسلمان شد .

ب دعای مادر :

ابو یزید بسطامی را پرسیدند که « این پایگاه به دعای مادر یافتی ؛ این بزرگی میان خلق واین معروفی به چه یافتی ؟ » گفت : « آن را هم به دعای مادر ؛ که شبی مادر از من آب خواست ؛ نگریستم ، در خانه آب نبود . کوزه بر داشته ، به جوی رفتم ، آب بیاوردم . چون بر سر مادر آمدم ، خوابش برده بود . گفتم که اگر بیدارش کنم ، من بزه کار باشم ؛ بایستادم تا مگر بیدار شود . تا که بامداد بیدار شد .سر بر کرد و گفت : چرا ایستاده ای  ؟ قصّه بگفتم . بر خاست و نماز کرد ودست به دعا برداشت و گفت : « الهی ، چنانکه این پسر ، مرا بزرگ و عزیز داشت ،

اندر میان خلق اورا بزرگ و عزیز گردان .

9 چند حدیث :

1-    امام  صادق  ( ع ) فرمودند : « هر که از روی خشم نگاه به پدر ومادر کند ، در حالی که پدر و مادر بر او ظلم کنند ، خدا هیچ نمازی را  از اوقبول نمی کند . »

2-    پیامبر اکرم  ( ص ) فرموده ا ند : الف ) - « دعایی که پدر در باره ی فرزند ش کند  مانند دعای پیامبر برای امّتش می باشد . »

ب ) _ « خشنودی پروردگار در خشنودی پدر است و رنجش خدا در آزردگی پدر . »

ج ) برکت همراه افراد مستن می باشد .

3-    پیامبر اکرم ( ص ) در حدیثی فرموده اند  : « الجنّه تحت اقدام الا مّهات » « بهشت زیر پای مادران است . »

4- امام صادق ( ع ) فرمودند : « آن کسی که به بزرگتر ها احترام نگذارد و به کو چکتر ها محبّت نکند ، از ما نیست 10 غرور جوانی :

وقتی به غرور جوانی بانگ بر مادر زدم ، دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت :

«مگر خردی فراموش کردی که درشتی می کنی ؟ »

                چه خوش گفت  زالی به فرزند خویش                      چو دیدش پلنگ افکن و پیل تن

                                       گر از عهد خردیت  یاد آمدی                              که بی چاره بودی در آغوش من

                                      نکردی در این روز بر من جفا                               که تو شیر مردی ومن پیر زن

                                                                                                                                 «  گلستان سعدی »